عشق یا دوست داشتن

عشق در لحظه ای پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان ، این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

دوست داشتن با یک سلام شروع می شود و عشق با یک نگاه، دوست داشتن با یک دروغ از بین می رود و عشق با مرگ.

از عشق هرچه بیشتر می شنویم سیرابتر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر.

 

» شما کدام را ترجیح می دهید؟
 عشق یا دوست داشتن

انتشار یافته توسط شاهین در چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۶ با موضوع حرف های بی بهانه
کلیدواژه‌ها:

دیدگاه شما

۱۶ دیدگاه

  1. دوست دارم بگم عشق ولی دوست داشتن را ترجیح می دهم

  2. دوست داشتن .عشق دروغ باورش ندارم.

  3. به نظرم عشقم جوزی از دوس داشتنه نمیدونم چرا اما حس میکنم تا عاشق نشی دوس نخواهی داشت عشق تشدیدی رو دوس داشتنه من اینو باور دارم

  4. در زمانه ای که عشق پوچترین کار دنیاست تا ثریای عشق رفتن بیهودگی ست
    در زمانه ای که عاشقان با دیوانگان در یک صف اند عاشقی کردن دیوانگی ست
    در دنیای که فاصله ها دوستی می اورندونزدیکی ها دشمنی ازعشق حرف زدن خطاست
    در سیاره ی که همه از عاشق شدن بیزارن لیلی شدن فرهاد شدن اشتباست
    اری ای عشق امروز تویک اشتباهی نه یک اشتباه شیرین نه یک اشتباه زیبا توتلخترین خطای بشری
    وقتی که بشر تنها اسم انسان را باخود یدک میکشد وبوی از انسانیت نبرده با تو بودن یعنی فنا گشتن
    ای عشق می دانم که نمیدانی این جا عاشقی جرم است وعاشق شکستند قانون
    ای عشق می دانم که نمیدانی اینجا کسی قانون شکن نیست
    ای عشق مبادا خیال کنی توحقیری نه توبزرگی به بزرگیه خدا
    این بشر هست که نمی تواند تورا در وسعت ذهن خویش جا دهد وبرای درک تو تورا به اندازه ی اندیشه ی خود کوچک می کند وانوقت تو حقیر می شوی وکوچک…
    ای عشق توتنها با انسانیت معنا می شوی تورا با بشر چه کار!
    اگر به دنبال انسانیت هستی بیهوده نگرد انسانیت با خاطره ها در گذشته ها جا مانده
    انسانیت در بهشت زیر درخت سیب کنار خوشه های گندم جا مانده
    انسانیت در زمین معنا ندارد انسانیت تنها در کنار خدا معنا می شود
    پس اگر می خواهی تا بی نهایت خودبرسی کوله بارت راجمع کن
    زمین جای تونیست
    تو تلخترین اشتباه بشری
    این وبرای بابا شاهین گفتم

    شاهین پاسخ داده:
    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۳:۴۰

    سعی کن در نوشته هات به خواننده موج مثبت بدی عزیزم.

    شنو پاسخ داده:
    ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ در ۱۶:۵۸

    خیلی سعی کردم منفی حرف نزنم امانمیشه حتی برای مسابقه ی دلنوشته ها انقد در مورد بهار تلخ نوشته بودم که از گذاشتنش پشیمون شدم…اما سعی خودم ومیکنم
    چشم ها را باید شست ;)