خیلی ممنون

خیلی ممنون انقدر آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی
منو به محبت دو روزه مهمون کردی

همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم

من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟

همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم

ترانه سرا: محسن شیرالی

انتشار یافته توسط شاهین در شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ با موضوع یه عالمه ترانه

دیدگاه شما

۱۰ دیدگاه

  1. حالا که ازش نمی گذری پس این همه خیلی ممنون گفتنت چی بود؟!!!!! :))
    مرداب به رود گفت : چرا من اینقدر کدرم و تو اینقدر زلالی؟ رود گفت: من گذشتم تو نیز بگذر!

  2. در پس تنهایی من , تنهایی دورتر و دست نیافتنی تری وجود دارد .
    كسی كه ساكن آنجاست , تنهایی مرا بس پر ازدحام می پندارد ؛ و سكوت مرا لبریز از فریاد و غوغا می بیند .
    و من , كه هنوز نا آرام وسرگردانم , چگونه به آن تنهایی مطلق توانم رسید ؟
    نغمه های آن دیار , در گوشم طنین افكن است .
    و سایه ی تاریك آن , راه را از برابر دیدگانم پنهان میكند .
    پس چگونه به سوی آن تنهایی آسمانی راه برم ؟
    در پس این دره ها وبلندی ها , جنگل عشق و شیدایی است .
    كسی كه ساكن آنجاست , خاموشی مرا تندبادی سهمگین می شمارد , و دلدادگان آن دیار ,
    شیفتگی مرا فریبی بیش نمی دانند .
    من كه هنوز نا آرام و سرگردانم , چگونه بدان جنگل مقدس خواهم رسید ؟
    من كه هنوز طعم خون در دهان دارم , چگونه آن تنهایی روحانی را درك توانم كرد ؟

    من در پس این خویشتن در بند , خویشتنی آزاده دارم ,
    كه در نظر او , رؤیاهایم ” نبردی در تاریكی ” است .
    من كه نوباوه ای خوار و زبونم , چگونه خویشتن آزاده ی خویش را بنیاد كنم ؟
    آری , پیش از قربانی كردن تمامی خویشتن های در بند خود ,
    یا پیش از آن كه تمامی مردمان , آزاده و رها گردند ،
    من چگونه خویشتن آزاده ی خویش را بنیاد توانم كرد ؟
    آری , چگونه برگ هایم به نوازش باد , ترانه ی پر كشیدن توانند سرود ,
    بی آنكه ریشه هایم در ژرفای تاریكی زمین , فرو روند ؟
    و چگونه عقاب جانم در برابر خورشید بال و پر تواند گشود ,
    اگر لانه ای را كه به عرق جبین بنا نهاده , برای جوجه ها بر جای ننهد ؟

    jbeinabaji پاسخ داده:
    ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۹

    سلام علی جون خوبی

    علی پاسخ داده:
    ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۵:۱۹

    ممنونم عزیز دلم

  3. واقعا ممنون به خاطر تمام قول های پوچت.به خاطر تمام قسم های دروغت .ولی من گذشتم.

  4. مرسی زیبا بود :x

  5. زیباست
    mamnon :x

  6. شش راه براي جلب محبت مردم :1- صميمانه نسبت به غير، علاقه مند باشيد. 2- تبسمي بر لب داشته باشيد. 3- به ياد بياوريد كه نام هر كس براي او شيرين ترين و مهمترين لغت قاموسهاست.4- شنيدن را بياموزيد، طرف خود را به شوق آوريد كه از خود سخن بگويد.5- با مخاطب از آنچه دوست دارد صحبت كنيد.6- صميمانه و صادقانه اهميت او را برا ي خودش آشكار سازيد

  7. واقعا عالی بود.ممنون [دست زدن]

  8. فقط گوش بسپار به صداي من كه ديگر نخواهي شنيد اين صدا را،بشنو جمله ي دوستت دارم را كه ديگر كسي مانند من دوستت نخواهد داشت….