غم شیرین

اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا این دریا
پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد

حمید مصدق

 

انتشار یافته توسط عاطفه در یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۶ با موضوع شعرهای عاشقانه
کلیدواژه‌ها:

دیدگاه شما

یک دیدگاه

  1. دوستش دارم حال الانم روداره بیان میکنه