• احساس تغییر رضا صادقی ظاهر نگاه

    درگیر ظاهر

    شاید به چشم تو نیام، با ظاهر همیشگی
    شاید دیگه خسته شدی، از این همه دل‌سادگی 

    شاید به چشم تو نیام، این‌جوری که هستم باهات 
    حس می‌کنم که این روزا، عادی شدم دیگه برات 

    مشاهده ادامه مطلب

    تنهایی داریوش سکوت شب نگاه

    شب آخر

    سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی 
    نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی 

    شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود 
    میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود 

    مشاهده ادامه مطلب

  • تفاهم تفاوت چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم عشق همسفر

    بیا متفاوت باشیم

    همسفر! در این راه طولانی، که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد، بگذار خرده اختلاف‌هایمان باهم، باقی بماند. خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم؛ مطلقاً یکی. مخواه که هرچه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هرچه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد. 

    دوست داشتن روح عشق مجموعه آثار 13

    عشق و دوست داشتن

    دوست داشتن، عشق و اردات و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است. دو انسانی که جز آن خمیره‌ی صمیمی و ناب و منزهی که منِ انسانی خالص هر کسی را می‌سازد، هیچ مصلحتی و ضرورتی آنان را به یکدیگر نمی‌پیوندد. 

  • پدر

    مهر پدری

    مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌شان نشست.پدر از فرزندش پرسید: «این چیه؟» پسر پاسخ داد: «کلاغ».

    آغوش جدایی عشق همسر

    بغلم کن عشق خوبم

    آن شب وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستش را گرفتم و گفتم “باید راجع به موضوعی باهات صحبت کنم”. او هم آرام نشست و منتظر شنیدن حرف‌های من شد. دوباره سایه رنجش و غم را در چشماش دیدم. اصلاً نمی‌دانستم چه طور باید به […]