• آغوش بارون پاییز رستاک سکوت

    پاییز سال بعد

    دنیای ما اندازه‌ی هم نیست 
    من عاشق بارون و گیتارم 
    من روزها تا ظهر می‌خوابم 
    من هر شب‌و تا صبح بیدارم 

    مشاهده ادامه مطلب

    خدا عاشق عاشق بودن لبخند

    خدا رو دوست دارم

    خدا رو می‌خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
    خدا رو می‌خوام نه واسه مشکل و حل غصه‌هام

    خدا رو دوست دارم نه واسه‌ی جهنم و بهشت
    خدا رو دوست دارم ولی نه واسه‌ی زیبا و زشت

    مشاهده ادامه مطلب

  • بهانه دوست داشتن عادت عاشقانه عشق

    یک عاشقانه‌ی آرام

    مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود! عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛

    جدایی دوری دوست داشتن رفتن عشق

    ناگفته‌ها

    وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم عزیزم این کار را نکن! نگفتم برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده! وقتی پرسید دوستش دارم یا نه؟ رویم را برگرداندم. حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می‌شنوم..

  • رسیدن عاشقانه

    دو خط موازی

    پسرکی در کلاس درس، دو خط موازی را کشید و آنها متولد شدند. چشمشان بهم افتاد و قلبشان برای هم تپید. خط اول گفت: می‌توانیم زندگی خوبی داشته باشیم، خانه‌ای داشته باشیم در یک صفحه‌ی دنج کاغذ؛ من روزها کار‌ می‌کنم و می‌توانم بروم خط کنار یک جاده‌ی دورافتاده شوم.

    پدر

    مهر پدری

    مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌شان نشست.پدر از فرزندش پرسید: «این چیه؟» پسر پاسخ داد: «کلاغ».