من عاشقت شدم
تو لحن خندههات احساس غم نبود
من عاشقت شدم دست خودم نبود
این خونه روشنه اما چراغی نیست
دنیام عوض شده این اتفاقی نیست
احساس من به تو مابین حرفام نیست
هرچی بهت میگم اونی که میخوام نیست
تو لحن خندههات احساس غم نبود
من عاشقت شدم دست خودم نبود
این خونه روشنه اما چراغی نیست
دنیام عوض شده این اتفاقی نیست
احساس من به تو مابین حرفام نیست
هرچی بهت میگم اونی که میخوام نیست
هر کاری کردم که تو رو گم کنم از خاطرهها
به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظهها
خاطرههای بودنت چه جور فراموشش کنم
دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنم
وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدرید
وقتی ابد چشم ترا پیش از ازل میآفرید
وقتی زمین ناز ترا در آسمانها میکشید
وقتی عطش طعم ترا با اشکهایم میچشید
چه حس خوبیه.. اینکه تو هستیُ
عاشق تر از خودم.. پیشم نشستیُ
عادت میدی منو.. به مهربونیات
تا من نفس نفس.. دیوونه شم برات
دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد … نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد
نمیدونم چی شد که وجودم لرزید … دل من این حسو از تو زودتر فهمید
تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم؟ … چه دلیلی داره از تو دست بردارم؟
بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو؟ … هر چی شد از حالا همه چیزش با تو!
کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل میرفت.. دمجنبانکی که همان اطراف پرواز میکرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست.
کرگدن گفت: همه کرگدنها تنها هستند.
دمجنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟
کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟
دمجنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.
کرگدن گفت: ولی من که کمک نمیخواهم.
دمجنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو میخارد، لای چینهای پوستت پر از حشرههای ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشرههای پوستت را بردارد!
کرگدن گفت: اما من نمیتوانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من میگویند پوست کلفت.
دمجنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط میشود نه به پوست.
کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.
دمجنبانک گفت: این که امکان ندارد، همه قلب دارند!
کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمیبینم!
دمجنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمیکنی، آن را نمیبینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.
کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتماً یک قلب کلفت دارم!
دمجنبانک گفت: نه، تو یک قلب نازک داری. چون به جای این که دمجنبانک را بترسانی، به جای این که لگدش کنی، به جای این که دهن گنده ات را باز کنی و آن را بخوری، داری با او حرف میزنی.
کرگدن گفت: خب، این یعنی چی؟
دمجنبانک جواب داد: وقتی که یک کرگدن پوست کلفت، یک قلب نازک دارد یعنی چی؟! یعنی این که میتواند دوست داشته باشد، میتواند عاشق بشود.
کرگدن گفت: اینها که میگویی یعنی چی؟
نمیتونم بشنومت از این و اون
ببینم عکستو تو آلبوم عکس دیگرون
نمیتونم ببینم با همه مهربونیتو
با منی که عمریه دیوونتم نامهربون
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم تو رویای کسی باشی
دنیای منی محاله دنیای کسی باشی
عمریه داد میزنم زیبا فقط مال منه
نمیتونم ببینم تو زیبای کسی باشی
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم زیبا چه قدر سفر میری ؟
به خدا رو کره زمین باشی هدر میری
میدونم توی قایم موشک تلخ روزگار
یه روز از دست چشای این دیوونه در میری
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم همه تو رو نشون میدن
وقتی که میبیننت دستاشونو تکون میدن
قیمت ناز نگات هر چی باشه من میخرم
بقیه رد میشن و همه میگن گرون میدن
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم توام من و دوس نداری
خودتم از همه بیشتر من و تنها میذاری
میدونی نه روزگار نه مردمش نه تو نه عشق
قدیما به این میگفتن غریبی بدبیاری
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم بخونمت تو هر غزل
گل ارکیده بیارن واسه تو بغل بغل
تو که بهتر میدونی هیچ کس دیگه نمیگفت
به چشای مثل ماه نازنین تو عسل
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم پروانههات فراوونن
اونا از دیوونگیم بی خبرن نمیدونن
اما من یه روز میام انقده فریاد میزنم
تا برن تمام عاشقایی که تو میدونن
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم بپیچه موجای صدات
کسی عکسی داشته باشه از طلوع خندههات
نمیخوام حتی کسی یه شاخه گل بهت بده
همه ی گلا رو من یه روز میریزم زیر پات
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم همه تو رو طلب کنن
از آتیش عشق تو یا بسوزن یا تب کنن
مگه من مرده باشم که بذارم چند تا دیگه
روزشونو به هوای دیدن تو شب کنن
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم ببینمت با دیگری
دسای کسی باشه تو اون دسای مرمری
نمیتونم ببینم من دیوونت باشم و تو
بی تفاوت از کنار یه دیوونه بگذری
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم دنیا برام جهنمه
عکساتو همیشه میبینم توی دستای همه
تو بیا و محض خاطر کسی که دوس داری
بگو که عاشق تر از هر کسی که دیدی مریمه
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم به خیلیا دس میدی
خیلی راحت با غریبه آشناها دس میدی
میدونم اگه یه ذره دیگه ایراد بگیرم
همه ی شعرا و نامههای من رو پس میدی
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم دلم برات تنگ شده
غم تو رو شونههام یه کوهی از سنگ شده
تو صدات یه چیزیه خیلی من و میترسونه
حتی بهم میگه مهر تو کمرنگ شده
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم تو نمیخوای ببینمت
گل من فک میکنی میخوام بیام بچینمت
دوس دارم یه وقت کوتاه بذاری برای من
توی لحظههای فیروزه ای و ناب و کمت
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم دلم یه گوله آتیشه
گل من تو هم که دائم میگی اینجور نمیشه
حق داری من دیوونم تو که گناهی نداری
نمیتونی بسوزی پای یه عاشق همیشه
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه هم تو کار داری هم ماجرا طولانیه
هوای چشم منم ابریه و طوفانیه
زیبا جون اگر یه وقت حرفی زدم به دل نگیر
اوج دیوونگیا تو بیتای پایانیه
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
شنیدم امسال دیگه میخوای بیای تولدم
کلی شرمنده ی این حرفایی که زدم شدم
چه بیای و چه نیای من همیشه شرمندتم
همیشه مزاحم اخم و نگاه و خندتم
میدونی عاشقتم به این دلیله که همش
نگران حالا و گذشته و آیندتم
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
زیبا جون اینو بذار تو برگههای چکنویس
نمیگم نخون بخونو بعدشم روش بنویس
اگه خوب نگاه کنی میبینی که مونده رو اون
رد اشک دو تا چشم عاشق و ابری و خیس
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
زیبا جون من و ببخش عاشقتم اما بدم
توی این دنیا فقط دیوونگی رو بلدم
من میمیرم واسه هر چی که بگی هر چی بخوای
به دلت نگیر که این حرف و یه عالمه زدم
با همه میبینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم…؟
مریم حیدر زاده
من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی.
با این حال
آری!من بودم که عاشق تو بودم
هنوز هم عاشقت هستم
شل سیلوراستاین
خدا رو میخوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو میخوام نه واسه مشکل و حل غصههام
خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت
خدا رو میخوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو میخوام نه واسه روزای تلخ آخرم
خدا رو میخوام نه واسه سکه و سکوی و مقام
خدا رو میخوام که فقط تو رو نگه داره برام
خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمیزاره
خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمیزاره
خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه
خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم
خدا رو دوست دارم که میدونه ما عاشق همیم