یه عالمه ترانه.. حرفهای بی بهانه! داستان و عکس زیبا؛ شعرهای عاشقانه

داستان واقعی از یک معلم و دانش‌آموز

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.

مطالعه ادامه مطلب »

معلم مادر عشق زندگی

پاره آجر

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران‌‌قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند..

مطالعه ادامه مطلب »

زندگی خدا آجر

ابراز عشق

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می‌دانند.
 در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست‌شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند.

مطالعه ادامه مطلب »

فداکاری عشق زندگی ببر

یک روز زندگی

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است.

تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتریی از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت. خدا سکوت کرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت. خدا سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت. خدا سکوت کرد.

مطالعه ادامه مطلب »

زندگی خدا

من رفتنی ام

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه!
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم!
گفتم: دکتر دیگه ای.. خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد!
گفتم: خدا کریمه، انشالله  که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

مطالعه ادامه مطلب »

مرگ زندگی خوب بودن خدا

پژواک

پدری همراه پسرش در جنگلی می رفتند. ناگهان پسرک زمین خورد و درد شدیدی احساس کرد.او فریاد کشید آه… در همین حال صدایی از کوه شنید که گفت: آه… پسرک با کنجکاوی فریاد زد «تو کی هستی؟» اما جوابی جز این نشنید «تو کی هستی؟» این موضوع او را عصبانی کرد.
       پس داد زد «تو ترسویی!» و صدا جواب داد «تو ترسویی!» به پدرش نگاه کرد و پرسید:«پدر چه اتفاقی دارد می افتد؟» پدر فریاد زد «من تو را تحسین می کنم» صدا پاسخ داد «من تو را تحسین می کنم»  پدر دوباره فریاد کشید «تو شگفت انگیزی» و آن آوا پاسخ داد «تو شگفت انگیزی». پسرک متعجب بود ولی هنوز نفهمیده بود چه خبر است.
      پدر این اتفاق را برایش اینگونه توضیح داد: مردم این پدیده را «پژواک» می نامند. اما در حقیقت این «زندگی» است. زندگی هر چه را بدهی به تو برمی گرداند. زندگی آینه اعمال و کارهای نیک و بد توست. اگر عشق بیشتری می خواهی، عشق بیشتری بده. اگر مهربانی بیشتری می خواهی، بیشتر مهربان باش. اگر احترام و بزرگداشت را طالبی، درک کن و احترام بگذار. اگر می خواهی مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند، صبر و ادب داشته باش!

    این قانون طبیعت است و در هر جنبه ای از زندگی ما اعمال می شود. زندگی هر چه را که بدهی به تو برمیگرداند. به هر کس خوبی کنی، در حق تو خوبی خواهد شد و به هر کس که بدی کنی، بدی هم خواهی دید. زندگی تو حاصل یک تصادف نیست. بلکه آینه ای است که انعکاس کارهای خودت را به تو بر می گرداند.

 پس هرگز یادمان نرود «که با هر دستی که بدهیم، با همان دست می گیریم و با هر دستی بزنیم، با همان دست هم می خوریم 

زندگی حقیقت

زندگی

کوره راهی باریک

که پر از پیچ و خم است

و پر از خاطره است

که هنوز پاهایم  بعد از این سالهای طولانی

جای زخمی دارد

حس دردی دارد

مرهمی میخواهد که مداوا کند این……………

زیبا

زندگی

زیبایی های زندگی

زندگی زیباست اگر زیبا ببینیم
دست به دست هم دهیم تنها نشینیم

زندگی زیباست اگر مهربان باشیم
درون قلب هم جاودان باشیم

شاهین  سادات ناصری

زندگی

بخش کاربری

به او هدیه بدهید..

مشترک شوید..

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب عاشقانه‌ ها را در ایمیل‌تان تحویل بگیرید [راهنما]

«به او بگویید» مکانی است برای بیان حرف‌ها و جملات زیبای شما به آن‌که دوستش دارید؛ لطفاً اسم او را در متن بیاورید و در ضمن بیخیال نفرین و حرف‌های منفی شوید!

به او بگویید..

Previous Next

مریم: دوست دارم مصطفای من

نجمه: حسین از صمیم قلب دوست دارم

سمانه: هادی جونم دیوونتم

علی: عاشقتم فرنازم ...

بهرام: تمام دنیای من در یک کلمه ساده خلاصه شده و ان کلمه چیزی نیست جز یلدا

آیلار: سعید دوست دارم

فرناز: دلم برات تنگ شده علی ...

زینب: خدایا با تمام وجود دوست دارم خدایا منو از گناهان دور کنو به درجات والای عرفان برسون عاشقتم بنده ی کوچیکت زینب

رضا: چون جز خدا کسی ندارم فقط میگم خدا دوست دارم

مسعود: سپیده خیلی دوست دارم وقتی احساس میکنم خیلی ازم دوری دست میذارم رو قلبم و خیلی میبینم نزدیکمی

مرجان: امین خیلی خیلی زیاد دوست دارم

معین: کی میدونه یه مدته قلبم جای صدای اصلیش هی داره میگه سحر سحر سحر سحر.... یه جا شنیدم عاشق که بشی همه وجودت اونو صدا میزنه هیسسس فکنم عاشق شدم.دوست دارم سحر

سحر: فرزاد جونم ،تموم زندگیم هستی....خیلی دوستت دارم...خیلی...به خدا....

سحر: عشقم،دنیام،زندگیم،فرزادم....دوستت دارم بیشتر از تمام دنیا.بیشتر از اونی که فکرشو بکنی...تمام دنیامی...

معصومه: هادی جان به اندازه اندازه های بزرگ دوستت دارم

معصومه: محسنم دوستت دارم كاش ميشد زودتر به من ميرسيدي نه الان كه مال كس ديگه اي

نگین: عاشقم ارمین....همین...گناه که نیس. اگه هست بگین

صحابه: ميثم نميدونم چقدر دوسم داري ولي اونقدر دوست دارم كه كلمه دوست دارم براي گفتن كمه حاضرم تا تهه دنيا با سختي ومشكلات باهات باشم به يه جايي برسيم با همديگه خوشبخت ترين باشيم مطمئنم من تحمل همه چي رو دارم.دوست دارم

بهنام: کسی که هرگز فراموشت نمیکنه مریمم

سحر: همه ی دنیا!......اهای همه ی دنیا.....می خوام یه چیزی رو بهتون بگم..........اهای همهی دنیا......می خوام داد بزنم.....من عاشق همسرم مرتضی هستم.........عاشق

انیسا: خدایااااااااااااااااااااااکمکم کن.

امین: مهلا جان اگربرای دنیا یکی هستی<برای یکی ی دنیای..........................

هانی: رامینم دوست دارم بیشتر از خودم کمتر از خدا.....

بارانک: ارمین عزیزم ، اینو بدون که هر جا باشی منم کنارتم ، کنار قلب مهربونت می مونم تا هر زمانی که تو بخوای

سمانه: داداشی خیلی دوست دارم خیلی گلی داداش افشارم میدونی که دوست دارم دیگه نه؟

» نوشتن پیام




به هم هدیه بدهید..

با هم بمانید..

به خودتان هدیه بدهید!

همراه شوید..

حمایت کنید..

برای حمایت از عاشقانه ها می‌توانید بنر زیر را در وبلاگ خود قرار دهید:

عاشقانه ها