بز را بکش!

بز را بکش!

روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفرهایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند، دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می‌کند. آن‌ها آن شب را مهمان او شدند و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن‌ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.

مشاهده ادامه مطلب

غزل خدا

غزل خدا

چه شبی است!

چه لحظه‌های سبک و مهربان و لطیفی،

گویی در زیر باران نرم فرشتگان نشسته‌ام.

می‌بارد و می‌بارد و هر لحظه بیش‌تر نیرو می‌گیرد.

مشاهده ادامه مطلب

شب گریه

شب گریه

ساده بودی مث سایه .. مث شبنم رو شقایق 
مث لبخند سپیده .. مث شب گریه‌ی عاشق 

بی تو شب دوباره آینه .. روبروی غم گرفته 
پنجره بازه به بارون .. من ولی دلم گرفته 

مشاهده ادامه مطلب

همراه همیشگی

همراه همیشگی

در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت. همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران‌قیمت پذیرایی می‌کرد، بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می‌داد. همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می‌کرد، نزد دوستانش او را برای جلوه‌گری میبرد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد.

مشاهده ادامه مطلب

وفای شمع

وفای شمع

مردم از درد نمی‌آیی به بالینم هنوز 
مرگ خود می‌بینم و رویت نمی‌بینم هنوز 

بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم 
شمع را نازم که می‌گرید به بالینم هنوز 

مشاهده ادامه مطلب

گفتگوی متفاوت در سال جدید میلادی

گفتگوی متفاوت در سال جدید میلادی

با سلام و ضمن تبریک سال نوی میلادی،
همزمان با شروع سال ۲۰۱۳، بخش گفتگوی عاشقانه ها نیز دست‌خوش تغییراتی شد:

امکان استفاده از برگ آخرین دیدگاه ها علاوه بر اعضای ویژه، برای اعضای عادی سایت نیز فراهم شد؛ از طریق این برگ می توانید آخرین دیدگاه‌های ارسالی را بصورت تفکیک شده مشاهده و دنبال نمایید و از دیدگاه دیگر کاربران در پاسخ به دیدگاه یا مطالب ارسالی خود مطلع شوید.

مشاهده ادامه مطلب

جای تو خالیست

جای تو خالیست

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست 
گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک 
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست 

مشاهده ادامه مطلب

بهترین دوست

بهترین دوست

 روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر می‌کرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و به سرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.
عارف به حضور شاه شرف‌یاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: “بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آن‌ها سپری کن.”

مشاهده ادامه مطلب

چی عشق میشه؟

چی عشق میشه؟

کدوم خواستن کدوم جنون کدوم عشق .. شاید خیلی از این حرفا دروغه 
تا وقتی باهمیم از عشق میگیم .. نباشیم قولمون حتا دروغه 

از این عشقایی که زنجیر میشه .. هوس‌هایی که دامن‌گیر میشه 
می‌ترسم چون دلم بی‌اعتماده .. به احساسی که بی‌تأثیر میشه 

مشاهده ادامه مطلب

عاشقانه ها در آذر ۹۱

عاشقانه ها در آذر ۹۱

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است
که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

پاییز هم سر رسید!
در آستانه این تغییر فصل، عاشقانه ها نیز به رسم همیشه دستخوش تغییراتی بود؛ بازی های جدید و متنوعی به بخش بازی های آنلاین اضافه شد و از این پس اغلب بازی های این بخش برای اعضای عادی سایت نیز در دسترس خواهد بود.

مشاهده ادامه مطلب

چرا برای من؟

چرا برای من؟

دخترک که از درس جبر نمره نیاورده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بود پیش مادرش رفت و گفت: “همش اتفاق های بد می افته!”
مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد؟
و دخترک جواب داد: “البته! من عاشق دست پخت شما هستم.”

مشاهده ادامه مطلب

احساس آرامش

احساس آرامش

پی حس همون روزام، پی احساس آرامش
همون حسی که این روزا، به حد مرگ میخوامش

دلم میخواد عاشق شم، آخه فکرت شده دنیام
اگه عاشق شدن درده، من این دردو ازت میخوام

مشاهده ادامه مطلب