بگو که دوسم داری…
چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم اما….






سلام دوست عزیز وبتون عالیه اما از این داستان خیلی بدم میاد متنفرم از آدمایی که کسی و دوست دارن و بهش نمیگن

دلم گرفت بعضی وقتها برای گفتن بعضی چیزا نباید حتی تا یک شمرد که الانه تا میلیونها میشمارن بعد میگن که دوستت دارم که خیلی دیر شده

وقتی واسه آخرین بار منو تو آغوشش فشورد ازشه خواستم این دنیارو خراب نکنه ولی عاشقانه منو بوسیدو گفت باید جدا بشیم.اما هنوز دنباله جوابه سلامم که چرا رفت؟هنوز منتظرشم….
خیلی پر محتوا بود بی اختیار اشک تو چشمم حلقه زد
heeeeeeeeeeeeeeey kheyli delam gereft

قناری دلشکسته من صبورباش عزیزم قدرسلاله ی عشقت روبدون /نهال احساست روتوباغ دلی بکارکه باغبون لایقی داشته باشه/روزگارتابوده همین بوده دست عاشق به معشوقومجنون به لیلی وفرهادبه شیرین هرگز نرسیده تنها چیزی که عوض شده رسم روزگاره که برعکس شده آقایون شدن معشوق ولیلی وشیرین وخانومها شدن عاشق ومجنون وفرهاد پس بنازمردونگی خودمونو/
بیچاره دلمون که هی میشکنه

دلم برا مسعودم خیلی تنگ شده ، خدایا کی اونو ازم گرفت کی شبا مثل من میتونه واسش لالایی بگه تا لالاکنه خدایا چشام درد میکنن آخه اون داره بایکی دیگه ازدواج میکنه عروسکش کی میشه خدایا کمک کن زودتر بیام پیشت
دلم گرفت
کاش محمدم می شنید فریاد قلبمو…………
kheili tasir gozar bud.behtare ghorure maskharamuno beshkanimo har chi tu delemun tlambar kardmo begim.baz barmigardim be hamun jomleye marufe,,,cheghadr zud dir mishavad,,,pas ta dir nashode be har ki motmaenid layegheshe begid….
torokhoda beham begid doset daram begoo begoo begoo begoo hanozam dir nashode
وقتی خواندم اک در چشمانم حلقه زد
سلام
خواهش میکنم برای همیشه حرف من یادتون باشته.
یه زمانی یه نفر بود که هر وقت بهم میگفت دوست دارم من میگفتم من بیشتر. بهم می گفت دلم میخواد وقتی میگم دوست دارم تو هم بگی دوست دارم.
می گفتم میگم دیر نمیشه . . .
گذاشته بودم روز عروسیمون بهش بگم که چقدر دوستش دارم.
هر وقت مثلا باهاش قهر میکردم و براش ناز میکردم میگفت: هر وقت با کسی قهر میکنی یاد این بیوفت که شاید این آخرین باری باشه که اونو می بینی و دیگه وقتی برای آشتی کردن نداشته باشی…
روز آخری که از پیشم رفت باهاش قهر نبودم ولی اون روزم وقت خداحافظی، وقتی مثل همیشه گفت دوست دارم من بازم گفتم من بیشتر، گفت نمیخوای بگی؟ گفتم: نه نه نه حالا نه میگم دیر نمیشه.
اما دیر شد. اون رفت و من نتونستم بگم که منم دوست دارم. . .
حالا هر بار که میرم پیشش اولین چیزی که میگم اینکه سلام دوست دارم. ولی هر بار گریه امونم میبره چون وقتی بود نگفتم که دوستش دارم.
حالا از شما خواهش میکنم هر کسی رو دوست دارید بهش بگید. حرفتونو نگه ندارید. نزاری مثل من دیر بشه . . . نزارید دیر بشه
عشق مثل یه گنجشک میمونه که اگه محکم بگیریش میمیره و اگه شل بگیریش میپره پس سعی کن طوری بگیریش که توی دستات خوابش بگیره
باحال بوداما……………………………
خیلی داستان قشنگی بود و خیلی غم انگیز و تلخ بود!!!
http://www.n2p.coo.ir HATMAN BEBIN.HATMANe HaTMAN…nabini nesfe OMRET bar baaad raFTeee!!!!
خیلی جالب بود من قبلا هم اینو خونده بودم ولی خیلی دوست دارم بدونم بعد از اما چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جددا تو کفش موندم
خیلی قشنگن دستتون درد نکنه ولی نادیا خانوم من داستانهای کوتاه و جالبی دارم ۱۰۰ و به نظرم تا الان نشنیدی اگه مایل باشی برات میل میکنم
داستان ها خیلی قشنگ بودن به من هم سر بزن منتظرم
خیلییییی قشنگ بود امیدوارم موفق باشی
خیلی داستان زیبایی بود
خیلیم غم انگیز