یه عالمه ترانه.. حرفهای بی بهانه! داستان و عکس زیبا؛ شعرهای عاشقانه

با عضویت رایگان در عاشقانه‌ها می توانید دیدگاه خود را ارسال کرده و به گفتگو بپردازید.

داستانی در مورد وجود خدا

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
آرایشگر گفت: “من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی‌سرپرست پیدا می‌شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی‌توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.”

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی‌خواست جروبحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می‌زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”

با تشکر از پیمان، برای ارسال این داستان.

انتشار یافته توسط شاهین در پنجشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۰ با موضوع داستان و عکس زیبا

پاسخ دهید

325 دیدگاه برای “داستانی در مورد وجود خدا

  1. بهزاد:

    سلام!امیدوارم همیشه پر انرژی باشی و موفق و شااااااااااااااااااااد:) ازت یه خواهش دارم اونم اینکه هیچوقت دست از نوشتنت بر ندار:)من همین الان سایت قشنگت رو زدم به favorite :) من هر روز مطالبت رو خواهم خوند:)

    پاسخ سحر:

    ممنون که میخوای به جمعمون بیای اره مطالبشون فوق العادس :-> :x :x ;) @};- @};- @};- @};- @};- @};- راستی خوش امدی @};- @};- @};- @};-

    پاسخ محمد:

    سلام بهزاد خوش اومدی clapping: clapping: clapping: :-* :-* :-*

  2. محمد:

    دوستای گلم من تازه وارد هستم شاید این پیشنهادی که میدم دارید انجام میدین …اگه بشه تو یه ساعت مشخص باهم هم صحبت بشیم …دیدگاههای شما رو خیلی دوست دارم ..لطفا نظراتتون بدید ممنون از همه دوستای گلم @};- @};-

    پاسخ فاطمه:

    سلام خوش اومدی
    با پیشنهادت موافقم نتیجه گرفتی خبرم کن…

    پاسخ محمد:

    سلام فاطمه جان ا ین امر احتیاج به همکاری سایر دوستان هم داره.

    پاسخ سحر:

    سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم خوش امدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی <:-p <):) <:-p @};- @};- @};- @};- @};- (*) :dancing ;;) ;) :d @};- @};- @};- @};- @};-

    پاسخ سحر:

    من بیشتر صبحا هستم اما عصرها هم میام صبح ۹تا۱۳ عصر۳تا ۷ بین این ساعتها هستم شما؟ :-> ;) @};- @};-

    پاسخ محمد:

    سلام سحر جان ساعت ۱۰صبح فردا همین داستان به سایر دوستامون اگه تونستی خبر بده یه بحث داغ راه بندازیم

    پاسخ سحر:

    باشه چشم ;) @};- @};- @};- @};- @};-

    پاسخ محمد:

    سلام سحر خانم چه خبر خوب از کجا؟به نظر شما نمیشه تو فیس بوک قرار بزاریم فکر کنم اکثر دوستامون پروفایل داشته باشن. ۸-> 8-> *-:) *-:)

    پاسخ سحر:

    سلام نمیدونم ;) @};-

    پاسخ بهرام:

    به نام خدای مدینه :!!!

    پاسخ بهرام:

    به نام خدای مدینه !!سلام برهمه بچه ها خوبید .باعرض شرمنده من کم پیدا میشم .متاسفانه وقت کم میارم .من معلوم نمیشه کی میام وکی میرم . شما ها جمع بشید وبایاد خدا خوش باشید ما هم به شما سر میزنم شما همتون جوانید من سنی ازم کذشته .شما ها بیشتر انرزی دارید .من متاسفانه فردا نیستم میرم شهرستان امتحان دارم .(این درس لعنتی اگه تموم بشه نفس راحت میکشم )خستم کرده .حوصله ندارم .یه بیشنهادی دارم !!!میشه ازاین به بعد هر کی خواست نظرش وبنویسه شهر خودش همراه سنش وبنویسه .اگر قبول کنید خوب میشه .احتمالاخانمهای محترم ناراحت بشن درمورد نوشتن سنشان ولی …
    به درود

    پاسخ نازنین بانو:

    :-j :-j :-j خوشامدی محمد جان اینجا خونی خودته غریبی نکن عزیز
    :-j :x :x

  3. محمد:

    سلام و درود داستان جالبی بود.من از خدا سلامتی همسرم و خواستم التماسش کردم رفتم سمتش اما جوابم کرد .همسرمو از دست دادم .من رفتم ارایشگاه اما موهامو کوتاه نکرد….

    پاسخ فاطمه:

    متاسفم محمدجان
    ولی حتما حکمتی تو این کار بوده که تو نمیدونی
    برات آرزوی بهترین هارو دارم @};-

    پاسخ محمد:

    همه میگین نمیدونم چرا از اول زندگیم همه حکمتا باید برا مان باشه.

    پاسخ فاطمه:

    این حکمتا واسه همه هست ولی واسه هرکس یه جور خودشو نشون میده…

    پاسخ محمد:

    نمیدونم شاید ولی دنیا منتی سر من نداره امیدوارم اشنایی با شما وسایر دوستای گلم بتونه کمکم کنه تا از جام بلند شم.

    پاسخ سحر:

    @};- @};- @};- @};- محمد جان واقعا متاسفم :-< :praying 8-| چرا موهاتو کوتاه نکرد :-/ @};- @};- @};- @};- @};-

    پاسخ نازنین بانو:

    واقعن متاسفم محمد جان من که براشون حتمن فاتحه میخونم اما نباید از خدا رو برگردونی حطمت مصلحت بر این بوده خانومتون حتمن فرشته بودکه خدا ونو زود تر برده پیشه خودش o:-) :x

    پاسخ ارزو:

    سلام آقا محمد
    خیلی متاسفم از این اتفاق بدی که براتون افتادحکایت زندگی شما دقیقا حکایت زندگی منه شاید من بیشتر از هرکسی حال وروز شما رو درک کنم منم برای همسرم دعا میکنم که سلامتی شو بدست بیاره که عمر زندگی یکساله ما به پایان نرسه امروزمیبرمش دکتر دعا کن دست خالی برنگردم دعا کن خدا بهمون کمک کنه چون شما دل شکسته ای و خدا حتما جوابت رو می ده امیدوارم خداوند بهترین آرزوهاتون رو براورده کنه وصبر رو به دلتون جاری کنه . =;

  4. bahar:

    خدا دقیقا وقتایی وجودشو با اتفاقات زندگیم بهم ثابت میکنه…که از یادش غافلم!!!
    ممنون عزیز قشنگ بود

  5. فاطمه:

    ما همیشه صداهای بلند را میشنویم…
    پررنگها را میبینیم…
    سخت هارا میخواهیم…
    غافل از اینکه خوبها آسان می آیند بی رنگ میمانند و بی صدا میروند…

  6. مجتبی:

    به نام خدا
    با سلام
    من تازه با این سایت آشنا شدم
    اجازه ورود میخوام و میخوام از خدا بگم و بشنوم .

    پاسخ masi:

    خوش اومدی دوست عزیز

    پاسخ شاهین:

    دوست عزیز، از صفحه شناسنامه من می توانید اسم خود را تصحیح کنید.

  7. مجتبی:

    به نام خدا
    با سلام
    منم میخوام باهاتون درد و دل کنم و از خدا بگم و بشنوم .
    اجازه میدید ؟

    پاسخ فاطمه:

    سلام
    بله چرا که نه…

    پاسخ علی 1880:

    سلام آقا مجتبی بفرما خوش اومدی
    آره بیا با بچه ها درد ودل کن…
    شاید حال ما هم بهتر بشه

    پاسخ سحر:

    سلامممممممممممممممممممممممممممممم چرا نه خوش امدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی <:-p <:-p <:-p @};- @};- @};- ~O) بخور تا گرم شی بع شروع کن ~O) :)) :d ;) @};- @};- @};- @};-

  8. ثمین:

    واقعا عالــــــــــــــــــــــــــــــــی بود از تهــ دلـــــ ممنونــــ clapping: :-*

  9. علی تنها...:

    ممنونم فاطمه خانوم، از اینکه درد دل من و خوندی. یه خورده آروم شدم از اینکه حس وحالم رو نوشتم…

    جز خار برگ وباری از حاصلم نیامد،
    کاری به غیر از این از آب وگلم نیامد،
    خشت اجاق باران فرسود وباز جز دود،
    از خاک ناتوان وناقابلم نیامد،
    دریاچه غزل من، اما چه سود وقتی،
    جز موج سنگواژه بر ساحلم نیامد،
    تا همچنان تو آنه، لاینحلم بمانی،
    حتی خدا سراغ این مشکلم نیامد،
    پا روی عهد بگذار از یار دست بردار،
    گفتم به خویش صدبار،
    اما دلم نیامد…خ.ذ

    پاسخ فاطمه:

    خواهش میکنم
    در لحظات شادی خدارا ستایش کن.در لحظات سختی خدارا جستجو کن.در لحظات آرامش خدا را مناجات کن.در لحظات درد آور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خدارا شکرکن…

  10. علی تنها...:

    درود بر همه ی دوستان
    من مدتیه خدامو گم کردم تنهای تنهام از همه چیز بریدم هیچکس رو ندارم باهاش درد دل کنم هرچه خدا رو صدا زدم فایده ای نداشت توی هیچ کاری موفق نمیشم گاهی فکر میکنم شاید گناهی کردم و این تقاصمه ولی هرچه فکر میکنم در تمام عمرم هیچکس رو حتی ناراحت نکردم واین یکی از اصول زندگیم بوده و هست.
    امشب از گوگل خدا رو جستجو کردم اولین سایت شما بودید، بیشتر این شعرا و این داستانها که نوشته اید رو قبلا شنیده بودم و برای همه میگفتم روزگاری هر کدوم از دوستام که اینجور حالی داشتن میومدن پیشه من میگفتن “برامون از خدا بگو هروقت میایم پیشه تو روحیه میگیریم”ولی حالا دیگه تنهامو کسی بهم سر نمیزنه ، قبلنا برام غیر ممکن وجود نداشت ولی الان از پسه راحت ترین کارها هم بر نمیام کوچیک شدم ،ضعیف شدم وبدتر شعر هم دیگه سراغم نمیاد حالا منم و:
    قلمی که نا نداره،
    دوباره غزل بباره،
    میشینه آخر خطو،
    چشاشو رو هم میذاره……

    پاسخ فاطمه:

    سلام
    اولین اینکه خوش اومدی
    بعدشم
    جستجوی خدا یعنی اولین گام نزدیک شدن بهش…
    صبر داشته باش…

    پاسخ سیده بهار:

    علی چرا خداتو گم کردی؟مگه نماز نمی خونی البته نماز تنها راه رسیدن به خدا نیست
    من مدتی کسی دلمو شکسته بود اما خدامو گم نکردم از خدا خواستم که راه درست و بهم نشون بده به خدا /خدا خیلی با حاله گاهی شاید ازش غافل بشیم اما اون همیشه با ماست.

    اگه خدا هم یه خط داشت که میشد بهش اس دادچه عالی بود نه…..
    عزیزم بدون بعضی وقتا اگه به چیزی که میخوایم نمیرسیم حتما حکمتی درش هست
    وقتی نماز میخونیم شاید هواسمون پرت بشه ولی ولی فقط یک ثانیه هم که واقعا با خداباشیم خدا دستمونو میگیره.منم گاهی از تنهابودن شکاییت میکنم اما از وقتی با این سایت اشنا شدم کلی روحیه ام عوض شد.در بخش ابراز عشق کامنتامو اگه بخونی متوجه میشی .امیدوارم کسی دلتو نشکسته باشه.دوست گلم بخند که خنده بر هر درد بی درمان دواست. با….بایییییی ;) :-SS @};-

    پاسخ شقایق:

    منم دقیقا مثه تو تنها وضعیف شدم هیچ کسم نتونسته کمکم کنه.منم فک میکنم دارم تقاص میدم

    پاسخ محمد:

    سلام منم حسو حال شما وعلی جان رو دارم من تو اوج شادی و خوشحالی بودم که زندکیم از بین رفت بدم از دنیا میاد همیشه از تنهایی می ترسیدم که گرفتارش شدم.

    پاسخ فاطمه:

    این حرف رو نزن
    شاید آخر اون همه شادی و خوشحالی خوب نبود که خدا ازت گرفت….

  11. سوگند:

    واقعا درست گفته……….. clapping: :-s :praying

  12. سونیا:

    خیلی عالی بود ما باید به خودمون ثابت کنیم که خدا هرجا و همیشه باهامونه من که خدا رو همیشه پیش خودم احساس میکنم اون همه پیشمونه و دستمونو میگیره فقط کافیه خوب نگاه کنیم اونوقته که ما هم خدا و مهربونیاشو میبینیم.

    پاسخ سحر:

    سلام اسمت قشنگه ازش خوشم میاد ;) :-* :-* :-* @};- @};- @};- @};- @};-

  13. عرشیا:

    بیدلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد….

  14. soheil:

    خدا همرو میبینه بچه ها من نگاهشو احساس کردم

    مرسی سحر

    پاسخ سحر:

    خواهش میکنم سهیل جان واسه همه ماهم دعاکن به این احساس برسیم ممنون گلم :x ;) ;) @};- @};- @};- @};-

  15. nazi:

    خوب بود مرسی :)

  16. دختر پاییز:

    خودم نخواستم،حالا که میخام چی؟!خلأ درونم انقد زیاده که توش دارم غرق میشم هرکاری میکنم پر نمیشه از وجود خدا.همیشه از نالیدن بیزار بودم حالا خودم یه نالش گر حرفه ایم!

  17. shab pare:

    خدا آن حس زیبایی ست که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را کسی مثل نسیم دشت میگوید کنارت هستم ای تنها!!!داستان زیبایی بود ممنون clapping:

  18. دختر پاییز:

    مرسی سحر جون…من دعا میکنم ولی فکر نکنم صدام به خدا برسه…قبلترها شاید خدا منو میشنید ولی انگار الآن شنیدن حرفهای منو واسه خودش معدوم کرده…

    پاسخ بهمن:

    خودت نخواستی بشنوه…تقصیر خدا چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [-X

    پاسخ سحر:

    نه عزیزم اینطورنیست انقدردوستت داره که میخوادبیشترصداش کنی عزیزدلم منتظربهترینهاباش چون یهت میده فقط باید صبورباشی وامیدوار چون ناامیدی تیراز شیطانه به سمت قلبها دوستت دارم ;) :-* :-* :-* @};- @};- @};- :praying :praying :praying

  19. دختر پاییز:

    خیلی زیبا بود و البته تأثیر گذار.من بدجوری تنهام یه مدت بود خدارو گم کرده بودم،ولی کم کم دارم پیداش میکنم…خسته ام و هم بی حوصله.دچار روزمرگی شدم،واسه من تازه وارد شده به سایتتون دعا کنید…

    پاسخ سحر:

    خیلی خوش امدی عزیزم همه اینجا دعا میکنن واسه هم توهم واسه همه مون دعاکن عزیزم خوش امدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی :d ;) :-* @};- @};- @};- @};- @};-

  20. علی 1880:

    سلام به همگی دوستان خسته نباشید…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان, جهان را با همه زیبایی وزشتی به روی یکدیگر ویرانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم که میدیدم یکی عریان ولرزان, دیگری پوشیده از صد جامه رنگین زمین وآسمان را واژگون مستانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم که در همسایه صدها گرسنه, چند بزمی, گرم عیش ونوش میدیدم, نخستین نعره مستانه را خاموش آن دم بر لب پیمانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم نه طاعت می پذیرفتم,نه گوش از بهر استغفاراین بیدادگرها تیز کرده پاره پاره در کف زاهد نمایان سجه صد دانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان هزاران لیلی ناز آفرین را کوه کوه آواره ودیوانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان سرا پای وجود بیوفا معشوق را پروانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم که میدیدم مشوش عارف عامی ز برق فتنه این علم آدم سوز مردم کش, بجز اندیشه عشق ووفا معدوم هر فکری در این دنیای پر افسانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    اگر من جای او بودم به عرش کبریایی با همه صبر خدایی تا که میدیدم عزیزی نابجا ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد, گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه میکردم…

    عجب صبری خدا دارد!!
    چرا من جای او باشم؟؟؟
    همین بهتر که او خود جای خود بنشسته وتاب وتماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد, وگرنه من بجای او چو بودم,
    یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل فرزانه میکردم!

    “عجب صبری خدا دارد”

    پاسخ فاطمه:

    خدا خودش میدونسته که چه کسی رو تو چه مرتبه ای قرار بده

    پاسخ علی 1880:

    تو هم میخواستی به جای خدا باشی”؟
    راستی اگر به جای خدا بودی چی میشد؟؟

    پاسخ فاطمه:

    نه دوست نداشتم باشم…
    بنده هام بیچاره میشدن…

    پاسخ علی 1880:

    آهان راستی یادم رفته بود تو یه زنی ونمیتونی @};- :)) :))

    پاسخ فاطمه:

    چه ربطی داره
    مگه خدا مرد هستش؟؟؟؟

    پاسخ علی 1880:

    نه منظورم این نبود که خدا مرد هست منظورم این بود که اگه خدایی نکرده تو جای خدا بودی مردم عالم بدبخت بودند چون تو زنی

    پاسخ فاطمه:

    اتفاقا برعکس خیلیم خوشحال میشدن که یه آدم لطیف خداشون هست :x
    نه یه آدم خشن مثل مردها :-o

    پاسخ علی 1880:

    شما خانم ها مثل رعد وبرقین، اول برق نگاتون آدمو خیره میکنه بعد رعد صداشون پدر آدمو در میاره….
    شما دخترا مثل موتور گازی هستید پر سرو صدا بی قدرت….
    ما جماعت حق داریم از شما بترسیم… وخدا رو شکر کنیم که زن خدا نشده

    پاسخ فاطمه:

    به نظره من بحث خانم و آقا تمومی نداره بهتره ادامش ندیم تا کار به جاهای باریک نکشیده

    پاسخ سحر:

    اره واقعا خدابه بهترینها وسپاسگذارترینها صبرشومیده :x @};- @};-

    پاسخ علی 1880:

    سحر میتونم بپرسم چه ربطی به این موضوع داشت؟؟؟؟
    یه خورده بازترش کن :-? :-?

    پاسخ سحر:

    @};- @};- همیشه میگن خداصبرش زیاده وبه بنده های که خیلی خوبن صبرشو میده منظورم این بود علی اقا :blushing ;) ;) :x @};- @};- @};- @};-

    پاسخ علی 1880:

    آهان از این لحاظ. راستی صبر شما چه قدره؟؟؟ :x :-p :-p @};- @};- @};- @};-

    پاسخ سحر:

    نمیدونم اما سعی میکنم همیشه زیادصبر داشته باشم اما همه میگن صبرم کمه توچی ;) :-/ @};- @};- @};-

  21. نازنین بانو:

    تورواون لحظه که دیدم، به بهانه هام رسیدم

    ازتوتصویری کشیدم که اونوهیچ جاندیدم

    توروازنگات شناختم، قصه از عشق تو ساختم

    تورو از خودت گرفتم باتو یک خاطره ساختم

    پاسخ بهمن:

    clapping:

  22. فاطمه عمارتی:

    خیلی تاثیر گذار بود باور کن من همیشه وجود خدا رو تو زندگیم حس می کنم خیلی قشنگ بود.مرسی… @};-

  23. زینب:

    کمک کرد خدارا جستجو کنم @};-

  24. نازنین:

    خیلی قشنگ بود واقعا حقیقت داره.این مردم هستند که پیش خدا نمیرن و ازش کمک نمی خوان . با تمام وجود باید از خدا چیزی رو خواست

  25. نازنین بانو:

    کاش سلامی بودم در دهان کودک شرمنده ای کاش گلی بودم که تقدیم به دل شکسته ای می شد کاش عطری بودم سر مزار عزیز از جان باخته ای کاش شبنم بودم و روی گل ها را می پوشاندم کاش دل هایمان از سنگ نبود و کاش این کاش ها هرگز نبود

    :x :x =(( =((

    پاسخ سحر:

    نازنین جان قشنگ بود مثل قشنگی خودت مرسی @};- @};- :-* :-* :x

    پاسخ نازنین بانو:

    مرسی سحر جونم آبجی عزیزم منون دوست دارم زیادددددددددددددددددد بوس بوس بوس

  26. بهاره:

    علی جونم میدونم هرگز اینو نمیخونی ولی بدون تورو برای همیشه دوست دارم به امید رسیدنمون به هم @};- :x :-p :)

  27. رها:

    عالی بود مرسی .. ;)

  28. امیر محمد:

    واقعا زیبا بود @};-

  29. زهره:

    واقعا قشنگ بود
    اگه به خدا مراجعه کنیم شاید وضعمون ازین بهتر باشه
    خیلی ممنون به خاطر متن خوبتون آدمو به خودش میاره وخیلی خیلی ممنون که واسم میفرستین تا بیام اینجا
    واقعا دوستون دارم

    پاسخ سحر:

    زهره جان خوش امدی ماهم دوستت داریم عزیزم :-* :-* :-* :x

    پاسخ نازنین بانو:

    خوش اومدی دوست گلم ای لاو یو :-p :x :x :x @};-

  30. عسل:

    :) واقعا متشکرم از این داستان بسیار زیبا که به من کمک کرد تا جواب دوستمو که میگفت گاهی حس میکنه خدا وجود نداره و ما تو این دنیا ول معطلیم رو بدم… ممنون خوشحال میشم اگه از این داستانا به ایمیلم بفرستین.

  31. سحر:

    اره فاطمه جان دقیقاهمیشه منتظریم اون بیادجلو :(

  32. سحر:

    چراواسه چی نتونستی بیای :-/

    پاسخ بهمن:

    واسه اینکه سرم خیلی خیلی شلوغ بود ~x(

    راستی سحر چند سالته؟ ;)

    پاسخ سحر:

    بهمن جان من ۲۵سالمه شما چندسالته ؟اماهمه میگن بهم نمیاد البته خوبه که خوب موندم وخیلی شلوغم البته سعی میکنم سرکار شلوغ نباشم شماچیکارامیکنی که سرت شلوغه؟وکم میای ؟راستی چرا من وقتی میام کسی نیست اخه گناه دارم :(( =(( :-o

    پاسخ بهمن:

    من متولد ۶۹ ام… :x سه روز دیگه تولدمه :x :)) …الان دیگه وقت امتحاناته…اربعین نذری داشتیم از صبح تا شب بیرون بودم. #:-s وقتی هم بیکار میشیم درس میخونیم دیگه… :-b اتفاقا منم وقتی میام کسی جواب نمیده :-?

    پاسخ سحر:

    پیشاپیش تولدت خیلی مبارک <:-p (*) من ساعت ۳:۳۰ به بعدمیام راستی نذریتونم قبول ~x( واسه اربعین خوب قدر الان وبدون بعد که رفی سرکار حسرت الانتومیخوری وچراتونمیای توپاره اجر ؟ بازم تولدت مبارکککککککککککککککککک <:-p <:-p =:) (*) :music :dancing :blushing ببخشید جوگیرتولدشدم @};- @};-

    پاسخ بهمن:

    مرسییییییییییییییی :->

    کجا نمیام؟؟؟؟؟؟؟؟ :-??

    پاسخ سحر:

    بهمن جان گفتم چرا نمیای تو(پاره اجر)؟ @};-

    پاسخ بهمن:

    چشم میام :)

    پاسخ نازنین بانو:

    تولدددددد تولدددددددددد تولدت مبارک <:-p <:- p بیا شمارو فوتت کن *-:) ( فقط توفان را ننداز :-p ) که صد سال زنده باشیییییییییییییییییی :music دستتتتتتتتت دست
    هوراااااااااااااا [O-< [O-< :-* :-*
    هورااااااااااااااا
    [O-< [O-< :x :x

    پاسخ فاطمه:

    بهترین حرو ف ها را کنار هم میگذارم تا قشنگ ترین و زیباترین کلمات را تقدیم تو کنم
    “تولدت مبارک” امیدوارم سالیان سال عمر با عزت و تن سالم داشته باشی @};-

    پاسخ بهمن:

    مرسی فاطمه خانم @};-

    پاسخ بهمن:

    ممنونم نازنین جون… :x

    راستی تو نگفتی چند سالته ها؟ :-/

    پاسخ نازنین بانو:

    مگه پرسیدی من ۱۸

    پاسخ بهمن:

    آخ ببخشید @};-

    پاسخ نازنین بانو:

    اچکال نداره یو چی ؟

    پاسخ بهمن:

    من؟؟؟؟؟؟؟؟
    یعنی چی من چی؟ :-?

    پاسخ نازنین بانو:

    چند سالته بهمن جان

    پاسخ بهمن:

    نازنین جون اون بالا l-) :dancing گفتم دیگه… :) …متولد۶۹ میشه ۲۱ سال @};-

    پاسخ نازنین بانو:

    وای چه بزرگییی

    پاسخ نازنین بانو:

    داداش بزرگرووووو

    پاسخ سحر:

    بهمن جان من تنهام نمیای اگه میشه بیا

    پاسخ بهمن:

    اومدم…

  33. سحر:

    من هستمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ؟؟؟؟؟؟؟
    :-o

    پاسخ بهمن:

    حتما هستی دیگه.چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ امیر:

    سلام من به همه خانومهای زیبا و و با سواد نه با مدرک و به خانمهای با سواد بی مدرک بیشتر از خانومهای مدرک دار بیسواد عشق میورزم ودوستشان دارم

    پاسخ فاطمه:

    اگه خانمی زیبا نباشه یعنی بهش سلام نکردی؟؟؟
    هرچند که همه خانمها زیبایی خاص خودشون رو دارن.
    ولی چرا خانمهای مدرک دار بی سواد؟؟؟

    پاسخ رها:

    :x

    پاسخ نازنین بانو:

    منم هازررررررررررررررررررررررر

  34. بهمن:

    کسی اینجا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    :-/

    پاسخ نازنین بانو:

    منننننننننننننننننننننننننننن اما با کمی غیبت

    پاسخ بهمن:

    نازنین کجایی پس؟
    نیستیا… :(

  35. بهمن:

    سلام بچه هااااااااااااااااااااااااااااا :-h

    همه خوبن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من دو روز خونه بودم نتونستم بهتون سر بزنم…
    دلم براتون تنگ شده بود :x

    پاسخ نازنین بانو:

    سلام من که خوبم دله ماهم براتون تنگ شده بود :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x

  36. باران:

    کوله بارم بر دوش ……..
    سفری باید رفت ………….
    سفری بی همراه………..
    گم شدن تا ته تنهایی محض………
    یار تنهایی من با من گفت : هر کجا لرزیدی،از سفر ترسیدی ،تو بگو از ته دل ،من خدا را دارم…………..

    پاسخ بهمن:

    مرسی قشنگ بود

  37. t.owji:

    واقعا آفرین. اگه ما تو همه کارهامون، چه اونایی که میتونیم خودمون انجام بدیم چه اونایی که نمیتونیم انجام بدیم به خدا توکل میکردیم حال و اوضاعمون از این بهتر میشد @};-

  38. صدیقه:

    #:-s لطفا یکی از شماره حساب بچه های سرطانی رو برام بفرستید میخام اینجور به یه ذره آرادمش برسم

  39. tamana:

    عا لی بود ممنون @};- clapping:

    اندیشه خداوند با لاتر از فکر کوتاه ماست @};-

  40. بهنام:

    ممنون خوب بودبه دلم نشست
    نگران نباشین بچه هاخداهمیشه باماست

  41. fatima:

    سلام مثل همیشه به جاوکامل بود
    گفتم خداونداسوالی دارم،
    گفت بپرس
    گفتم چراوقتی خوشحالم همه بامن میخندند،ولی وقتی غمگینم کسی بامن نمیگرید؟
    گفت:خنده رابرای جمع آوری دوستان وغم رابرای انتخاب دوست آفریدم @};-

  42. هادی:

    آموزنده بود؛ممنون!
    به قول استادمون میگفت همه خدارو “مخدوم”(خدمتکار)خودشون میپندارن و انتظار دارن هرچی خواستن همون لحظه براشون آماده کنه!درحالیکه خدا-به تعبیر قرآن-”مولا”ی ماست!
    {ذلک بأن الله مولی الذین آمنوا و أن الکافرین لا مولی لهم؛سوره محمد-ص- آیه۱۱}
    میگم بیایید هممون برای یه بار هم که شده،بگیم:
    “خداجون،دوست داریم!”
    هر کی میخاد بگه، بسم الله!

    پاسخ سحر:

    بسم الله خداجون دوست داریم هادی جان خیلی جالب بود واقعا همه اینجورهستن به نکته مهمی اشاره کردی ای ول ;) @};-

    پاسخ هادی:

    ممنونم ازتون “سحر” خانم!ایشاله همون خدایی ک “دوسش داریم!”پشت و پناه هممون باشه!
    @};-

    پاسخ سحر:

    دمت گرم اقاهادی واسم دعا کن ممنون :x @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  43. زهرا:

    بسیار از حسن انتخابتون ممنونم clapping: این یکی از بهترین مطالبی بود که تا حالا خوندم…خدا هست اما برای کسی که می خواهد او باشد
    بقیه ول معطلند…

    پاسخ پرنیا:

    واقعا زیبا بود عزیزم دست مریزاد ممنون که عاشقایی چون شما هستن که ما رو به خود میاره clapping: clapping:

    پاسخ زهرا:

    سلام پرنیا جان! از لطفت خیلی ممنونم ،اما راستش منظورتو درست نفهمیدم! منظورت از مریزاد چیه؟!

  44. فاطمه:

    با اینکه ما به وجود خدا نیازمندیم ولی توقع داریم همیشه اون بیاد سراغمون

  45. فائزه:

    سلام.آقا بهرام من شماره حساب خاصی نمیدونم.شما میتوانید در شهرخودتون هرکمکی که میتونید به نیازمندان بکنید.۱سری به بهزیستی ها بیمارستان ها سر چهارراهها… در ضمن مارو خدابیهوده نیافریده اگرزنده ایم خواست وحکمت اوست این که مرگ بخواهیم خودش ۱ناسپاسیت سعی کنیم تاموقعی که هستیم مفیدباشیم انسان باشیم موقعش که شد همه باید بریم سوی خودش مرگ زیباست اماموقعی که اون بخواد در پناه یزدان

    پاسخ بهرام:

    سلام فائزه خانم خوب هستید .متشکرم .خدا مارا خودش افریده وخودش هم خواهد برد .بعضی از وقتها کار بدی میکنم وکفرمیگویم که ای خدا چرا همسرم راازم گرفتی وتازه ۲سال بود که به خونمون رفته بودیم .ولی بعدا”از خدا طلب بخشش میکنم که خدایا از روی نادانی ای حرف را زدم منو ببخش!!!!انسان جایز والخطاست .میگویم هرچه صلاح خدایا آن کاررا بکن .صلاح ما هم دراین بود که این بلا سر من بیاد .چون خدا خواست باید با ید تحمل کنم !!ولی تحمل کردن سخته .آشیانم ویران شد :(( .من بعد همسم تا جایی که میتونم به فقیر وفقرا وکسانی که پول ندارند برای دخترشان جهیزیه بخرند کمک میکنم درست زیاد نمیتونم ولی سعی میکنم منم شرکت کنم .میشه ازشما ببرسم اهل کجایید .اگرفضولی نباشه .بازم چند روز نیستم امتحان دارم وروز یکشنبه احسان خواهیم داد .به خدا توکل میکنم وهمه شما ودوستان را به خود خود مهربانترین خدایم میسبارم =; @};- @};-

  46. فائزه:

    نمی دانم شاید گم کرده بودم یک باردیگه آدرس را خواندم.بالاخره تالاررا پیدا کردم وسر اذان رسیدم.نمازهم به امامت حاج آقای میزبان برگذارشد.وارد تالار که شدم یکه خوردم آنجا به همهچیزشبیه بودجز مهمانی کسی که ازخانه خدابرگشته. میزهاپربوداز غذاهایی که یک دهم آن نیزخورده نمیشد.حاج آقا باشکسته نفسی گفت:شرمنده ازشام خونه هم جاموندید. لقمه در گلوم گیرکرد ازهمه شکمهای گرسنه دنیاخجالت کشیدم از همه اونهایی که یک تکه نانی برای خوردن نداشتند از بچه هایی که دربان تالار دم در ردشان میکردکه دورشوند.از همه مادرهایی که بچه هاشون را سرشب با شکم گرسنه خواباندند در تمام تالارحتی یک گرسنه هم نبودهمه سیر بودند سیر سیر. از نمازی که خوانده بودم ترسیدم بغض راه لقمه را بسته بود. شیعه، مسلمان،انسان،؟ با غذاهای این سفره میشدهزارتا یتیم را سیرکرد. در تالارزیباکه نورچلچراغ هاش همه را خیره کرده بود همه چیزبود اماهرچه گشتم نه خدا رادیدم ونه علی ع وای فکرکنم حاج آقا هم آدرس را گم کرده بود. (ای رسول ما آیا دیدی آن کس که روزجزارا انکارمیکند؟ اوهمان شخصی است که یتیم را از خودمیراند!وکسی را براطعام فقیرترغیب نمیکند پس وای برنمازگذاران که دل ازیاد خداغافل دارند همانا اگرطاعتی کنندازروی ریا وخودنمایی است) سوره ماعون

    پاسخ مهیار:

    آفرین ، جالب نوشتین…

    پاسخ امیر صم:

    دلخوش از انیم که حج میرویم/غافل از انیم که کج میرویم/کعبه به دیدار خدا میرویم/او که همینجاست کجا میرویم/حج بخدا جز به دل پاکنیست/شستن غم از دل غمناک نیست

  47. همای:

    سلام عالیییییییه
    میتونم از مطالبتون توی وبلاگم استفاده کنم
    اگه اجازه بدین ممنون میشم :blushing @};-

  48. علی 1880:

    سلام ….
    اینم یه داستان از من….
    امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی!

    چند روز پیش برای خرید شیرینی به یک قنادی رفتم. پس از انتخاب شیرینی، برای توزین و پرداخت مبلغ آن به صندوق مراجعه کردم. آقای صندوقدار مردی حدودا ۵۰ساله به نظر می رسید. با موهای جوگندمی، ظاهری آراسته، صورتی تراشیده و به قول دوستان “فاقد نشانه های مذهبی!”القصه…، هنگام توزین شیرینی ها، اتفاقی افتاد عجیبا غریبا! اتفاقی که سالهاست شاهدش نبودم. حداقل در تهران مدتها بود که چنین چیزی راندیده بودم. آقای شیرینی فروش جعبه را روی ترازوی دیجیتال قرار داد، بعد بااستفاده از جدول مقابلش وزن جعبه را از وزن کل کم کرد. یعنی در واقع وزن خالص شیرینی ها را به دست آورد. سپس وزن خالص را در قیمت شیرینی ضرب کرد و خطاب به من گفت: ”۲۸۰۰ تومان قیمت شیرینی به اضافه ۵۰ تومان پول جعبه می شود به عبارت ۲۸۵۰ تومان”نمی دانم مطلع هستید یا خیر! ولی سایر شیرینی فروشیهای شهرمان، جعبه را هم به قیمت شیرینی به خلق الله می فروشند. و اصلا راستش را اگر بخواهید بیشترشان معتقدند که بیش از نیمی از سودشان از این راه است. اما فروشنده مذکور چنین کاری نکرد. شیرینی را به قیمت شیرینی فروخت و جعبه را به قیمت جعبه. کاری که شاید درذهن شمای خواننده عادی باشد ولی در این صنف و در این شهر به غایت نامعمول ونامعقول!رودربایستی را کنار گذاشتم و از فروشنده پرسیدم: “چرا این کار را کردید؟!!”ابتدا لبخند زد و بعد که اصرار مرا دید، اشاره کرد که گوشم را نزدیک کنم. سرشرا جلو آورد و با لحن دلنشینی گفت: “اعوذبالله من الشیطان الرجیم. ویلللمطففین…” و بعد اضافه کرد: ” وای بر کم فروشان! داد از کم فروشی! امان از کمفروشی! “ پرسیدم: “یعنی هیچ وقت وسوسه نمی شوید؟!! هیچ وقت هوس نمی کنید این سود بی زحمت را….” حرفم را قطع می کند: “چرا! خیلی وقتها هوس می کنم. ولی اینرا که می بینم…” و اشاره می کند به شیشه میز زیر ترازو.چشم می دوزم به نوشته زیر شیشه: “امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی! ” چیزی درونم گر می گیرد. ما کجاییم و بندگان مخلص خدا کجا! حالم از خودم بهم می خورد. هزاربار تصمیم گرفته ام آدمها را از روی ظاهرشان طبقه بندی نکنم. به قول محمد برچسب نزنم روی آدمها. ولی باز روز از نو و روزی از نو؛

    راستی ما کم فروشی نمی کنیم؟ کم فروشی کاری، کم فروشی تحصیلی، گاهی حتی کم فروشی عاطفی! کم فروشی مذهبی، کم فروشی انسانی….روزنامه خواندن در ساعت کاری،گشت و گذارهای اینترنتی…..امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی!اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا!
    موفق باشید منتظر نظر همگی هستم…

    پاسخ سحر:

    علی جان خیلی جالب بودوعبرت انگیز امیدوارم همه درس عبرت بگیریم نه فقط الان یکم حالمون دگرگون بشه وفردایادمون بره بازم ممنون @};- ;)

    پاسخ علی 1880:

    سلام سحر جان وقت با ارزشت بخیر….
    تو رو به مرگ خودم قسمت میدم دعا کن واسه خودم درس عبرتی بشه…
    فقط دعا کن….
    ممنون ممنونم… :)

    پاسخ سحر:

    علی جونم چشم من سرنمازهام دعات میکنم امیدوارم خداقبول کنه شماهم واسه من وبقیه دعاکن خداخیلی بزرگه

    پاسخ علی 1880:

    @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    پاسخ افسان:

    سلام علی جان داستان جالبی بود . ولی داداش من جامعه رو کی تشکیل میده من و تو و دیگری پس بهتره ما از خودمون شروع کنیم تا به دیگران هم سرایت کنه تا بتونیم جامعه ی سالمی داشته باشیم – موفق باشید

    پاسخ علی 1880:

    مرسی ممنون که نظر دادید…
    من انتقاد پزیرم ودوست دارم همه در مورد کارها وحرفهام نظز بدن…
    بازم ممنون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    پاسخ نازنین بانو:

    واقعن زیبا بودددد باید یاد گرفت از این جور داستانا به قله افسان جان باید از خودمون شورو کنیم باید خودمونو تغیر بدیم عزیزم :x :x :x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- علی گلرو بذر تو گلدون خوش نشن :-p ;)

    پاسخ علی 1880:

    سلام بچه کجایی که این طور مینویسی…
    منظورم اینه که زبان نوشتاریت را میاری روی کاغذ…
    جالب شده…
    من یه گلدون بیشتر ندارم یه دونشو نگه میدارم بقیه اش باشه واسه خودت راستی اگه بار بعد خواستی گل بفرستی با گلدون بفرست….
    بیا اینم بقیه اش @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :))
    ممنونم که نظر دادی؟؟؟؟؟؟ :x :x :x :x :x

    پاسخ بهرام:

    سلام برهمه بچه ها ودوستان .ازاربعین به بعد نبودم امتحان دارم .الان سر کارم خواستم بیه سلامی بر همه شما بدم .تسلام علی آقا این دورو زمونه کمتر کسی با خدا پیدا میشه که بیاد وزن جعبه را کم کنه .!!!!!!ولی با زم هست کسایی که خدا را از یاد نمی برند وبا یاد خدا سود میبرند.خدا سودش را ازجایی میرسونه که اصلا انتظارش رانداریم .وای از کم فروشی وای از ربا خوری وای ازتهمت به بی گناه وای و وای های دیگر که اگر نتوانیم جلوییه اینها را بگیریم بدبخت میشویم خدددددددددداااااااااییییییییا!!!! تنهامون نذار. clapping: =; @};- ;)

    پاسخ سحر:

    سلام اقا بهرام اره حرفاتون درسته امایه چیزدیگه هم هست این دوره تعدادادمایی که اعتمادمیکنن بیشتراز بقیه است واسه همینه که اکثرا ضرر میکنن ببخشید @};- @};- ;) @};-

ورود

در کنار عاشقانه ها

مشترک شوید..

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در کادر زیر، آخرین مطالب عاشقانه‌ ها را در ایمیل‌تان تحویل بگیرید [راهنما]

وبلاگ‌های عاشقانه

«به او بگویید» مکانی است برای بیان حرف‌ها و جملات زیبای شما به آن‌که دوستش دارید؛ لطفاً اسم او را در متن بیاورید و در ضمن بیخیال نفرین و حرف‌های منفی شوید!

به او بگویید..

Previous Next

رها: عاشقتم جعفر جونم

میثم: تمام زندگیم خدیجه جان با اینکه ۱۰۰۰ کیلومتر ازت فاصله جسمی دارم ولی هر لحظه ترو پیش خودم حس میکنم . دیونه دیونتم و دارم لحظه شماری میکنم واسه ی دیدنت . میدونم خیلی باید سختی بکشم بهت برسم و مطمئن باش بعد رسیدن بهت قدر تار موهاتو هم خواهم [...]

پویا: اخری من نبودم،یکی با اسمم نوشته بود. دوست دارم نرگس

زهرا: دوست دارم علیرضا

نرگس: پویا جان من راهنماییت کردم ولی تو بیخیال هدیه شدی؟!چرا؟! هرچی دوست داری بخر.واسه من فقط خودت مهمی حتی اگه اون روز دست خالی بیای پیشم

پویـــــــا: باشه نرگسی،بیخیال هدیه،بیا خونه. ارزش معنویشم بالاست.

نرگس: عزیز دلم پویا؛اون هدیه میتونه ارزون باشه ویا گرون ولی ارزش معنوی بالایی داره.از همه این ها که یگذریم همون لحظه های با هم بودنش به دنیا می ارزه

پویـــــــــا: یکم تو حدس زدن کمکم کن نرگسی

فرشته: مرسل مطمئنم که این پیام و نمیخونی اما کاش می دونستی بعد از اون همه روزای بد ، هنوزم بهت فکر میکنم....

زهره: وقتی ازم دوری بیشتر میفهمم تو چه هستی بی تو نفس کم میارم دوستت دارم بهروز جان بچه هامون اینو درک کردن

پریماه: با اینکه ندیدمت ام هر روز دلم برات تنگ می شه.مثل خیلی چیز های دیگه که توی این دنیا نیست اما آدم ها باز هم الکی دنبالشون می گردن.نمی دونم!شاید بشه اسمش رو گداشت دلخوشی.دلخوشی من هم اینه که می دونم تو هستی.(برای جبرییل)

حدیثه: سعییییید.... دلم واست تنگ شده...نه به اون روزایی که پیشم بودی و قدرتو ندونستم نه به الان که نیستی و دارم دیوونه میشم چه اشتباه بزرگی کردم که ولت کردم آخه نامرد تو که میدونی من دیوونه مغرورم... پس خودت برگرد

یلدا: سلام وحید عزیزم نمیدونم کجایی ول خیلی دوستت دارم

نرگس: پویای من؛ خودت میدونی که مادیات واسم مهم نیس.فقط خودت رو میخوام وسلامتیت رو.دوستت دارم به اندازه ای که حدش به سمت بی نهایت میل می کند

زهرا: شایان جان میدونی بیشتر از هر کسی تو دنیا دوستت دارم و رفتنتو باور ندارم وچون حست میکنم دوست داشتم فقط یک لحظه جای کسایی باشم تو روز کنارتنو نگات میکنن دلتنگ چشماتم عزیز چشمایی ک فقط 2 بار دیدمشون.عاشقتم گلم

پویا: یعنی از الان باید برای گرفتن کادو تلاش کنم؟ چشم خانومی،یک نرگسی که بیشتر ندارم.

اصغر: عالم جون،همچون نامت یه عالمه دوستت دارم.

علیرضا: سلام خدای مهربونم. منو ببخش که همیشه منتظرمی تا بیام پیشت ولی من همیشه جایی میرم که تو نمیخوای. ولی باز روز بعد منتظر منی که با تو باشم ولی بازم من همون کار قبلی رو میکنم ولی غافل از اینکه با یاد تو دلها آرام می گیرد.

فاطمه: سلام خدا جون خیلی دوست دارم بهم کمک کن تو امتحانا نمره های خوبی بگیرم مرسی

فرشته: علیرضا خیلی دوست دارم و ازت خواهش میکنم بفهم دوس داشتنمو

زینب: سلامی گرم به گرمی آفتاب و مهتاب دارم خدمت تک ستاره ی دلم... گل من هر کجا که باشی و فکرت هرجاییست عاشقانه میخواهمت تو را... 2 ماهه ازت بی خبرم نویدم...کجایی..؟نکنه فراموشم کردی؟صبورانه منتظرت می مانم تا بیایی....تا ابد دوستت دارم و تا زنده هستم عاشقت میمانم...حتی زمانی که روح در [...]

نرگس: من هم خیلی دوست دارم ای بهترینم.ای عزیزم و ای همه کسم(پویا ی من).راستی میخوام هدیه تولدم رو خودم انتخاب کنم .میتونی حدس بزنی چی؟

ندا: بهترینم بعد از 10 سال زندگی مشترک هر روز بیشتر به من ثابت میشه که تو انسان نیستی . تو یک فرشته ای که از اسمونا اومدی.دوستت دارم وحید خوبم

مهدیه: دوست دارم شاید هیچ وقت نفهمی و درک نکنی . روزبه گلم عاشقتم

آرزو: دوست دارم حميدرضا خيلي.

» نوشتن پیام




به او هدیه بدهید..

علاقه مندی های شما

  • با کلیک بر «افزودن به علاقه‌مندی‌ها» در انتهای مطالب، لینک مطالب مورد علاقه شما در اینجا قرار خواهد گرفت.

به او هدیه بدهید..

به او هدیه بدهید..

با هم بمانید..

همراه شوید..

معرفی کنید..

با قرار دادن بنر زیر در وبلاگ خود، عاشقانه ها را به بینندگان وبلاگ خود معرفی کنید:

عاشقانه ها