تیرگی یک خواب
من به اندازهی تقدیر توام .. که به دست روشنت دل بسته
آسمون دل گرفته با منه .. گریه انگار که به من پیوسته
حس خوب داشتنت همرامه .. این به من گرمی بودن میده
من به این دلهره عادت دارم .. این تویی داره امونم میده
تو تموم عاشقانهی منی .. که به هر جهت پر از احساسی
تو با دستای قشنگت داری .. پل رویا رو برام میسازی
من بدون تو یعنی یک مرداب .. میرسم به تیرگی یک خواب
بگو این تاریکیها با ما نیست .. در میاد از پشت ابرا مهتاب
ترانهسرا: سمیرا جعفری






غمگنانه ترین سرود زمین است
نام من
آنگاه که تو
بنام کوچکم آواز می کنی.
فراتر از فرازنای غرور
خداوندگار خدایگان زمینم
آنگاه که می خوانی ام به مهر
و پشیزی ناچیز
در حضیض عدم
بیگاه که نیستی.
زمینی ام مخواه ! صدایم کن !
چنان مومنانه که ابراهیم خدایش را .
نازنین !
آواز نیستی تو
غسل تطهیری
پاسخ هادی:
ای ساعت های پر شتاب ! مرا کجا می برید ؟ بس است ؛ خسته ام ؛ خسته ؛
بگذارید دلم را در گوشه ی آسمانی دیگر بیاویزم . تا کی زمین ؛ تا کی ماه ؛
تا کی دویدن و دویدن ؟ بگذارید کمی بایستم تا دنیا از بالای سرم رد شود ……
خدایا : من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری !
پس تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ،
گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یک کلام … محتاج توام
تقدیم به خواهر مهربان
پاسخ نازنین بانو:
حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم
آخ… تا میبینمت یک جور دیگر میشوم
با تو حس شعر در من بیشتر گل میکند
یاسم و باران که میبارد معطر میشوم
در لباس آبی از من بیشتر دل میبری…
آسمان وقتی که میپوشی کبوتر میشوم
میل، میل توست، امّا بی تو باور کن که من
در هجوم بادهای سخت، پرپر میشوم…*
پاسخ هادی:
روی دیــوار نـــــگاهت
دریچـــه ای باز میـــکنم
از این دریـــچه ،
هزار قاصـــــدک ، از مهربانی خود
ســــمت نــــــگاه تو روانـــــــه میـــکنم
بخـــوان پیــــامشان
ببـــین احســاســــشان
قـــلب خود را همــــراهشان
سوی تو حـــواله میــــکنم …
پاسخ باران:
چه زیبا گفتی نازنین……….
پاسخ نازنین بانو:
ممنون باران جونااااانننننننننننننننن
گرچه غمگینم ولی از عشق آرامم هنوز
عاشق و دلبسته و دلگیر از آن نامم هنوز
اشک در چشمم ـ تمنا در دلم درمانده ام
من نمی دانم چه خواهد شد سرانجامم هنوز
نیست او را اشتیاقی بر وصالم لحظه ای
در خیابان دلش یک عشق بد نامم هنوز
می خورم خون جگر تا او کند باور مرا
در حریم دام او یک عاشق رامم هنوز
خواب دیدم زیر باران خیالش گم شدم
همچو باران در خیالش بی سرانجامم هنوز
پاسخ نازنین بانو:
کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا
چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا
همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها
داداشی باید گزاشتارو فراموش کنی باینکه میدونم سخته اما اگر بخای بازم با عشقش زندگی کنی خیلی سخت تره نباید حالمونو بخاطره گذشتمون تلخ کنیم ما حالو آیندرو میزاسزیم نباید بزاریم مثله گذشته تنلخ شه
پاسخ هادی:
سلام
شعر را برای زیبا یی آن نوشته بودم خدا را شکر منفی باف نیستم و تجربه بد هم نداشته ام در کل اصلا تجربه ای نداشته ام چون هر کس اعتقادی داره و برای خودش هم دلیلی
ماهم معتقد هستیم ** خدا یکی و یار یکی ومحبت یکی** ولی در کل ممنون خواهر مهربان وعزیز .
یک بیت هم ازاستاد شهریار
آینده ها سرشته به یاد گذشته هاست
با آن گذشته های خود اکنون چه می کنی
گیرم تورا خزانه قارون دهد جهان
بی عشق با خزانه قارون چه می کنی
نه ایرجی به جای بماند و نه سلم وتور
دیگر به تخت و تاج فریدون چه می کنی
باسلام متن آخری در جواب متن زیبای شما بود (نازنین بانون) به دلیل خرابی کامپیوتر و مسافرت پیش رو چند روز دیگه بهتون سر می زنم و از خواندن متن های زیبای شما و دیگر دوستان شاد خواهم شد همیشه شاد باشید
پاسخ نازنین بانو:
سلام هادی جان ایشالا کامپیوترت زود درست شه عزیز

مسافرتم بهت خوش بگذره گلم خوشالم که شادی عزیزم جای منم خالی کن
من همینجا منتظرت میمونم اومدی پست بذر عزیزم کلی دلم برات تنگ میشه
پاسخ هادی:
سلام نازنین بانو ممنون از مهربونی هات سفر طولانی نبود برای دیدن فامیل به تهران رفته بودم متن زیر بیانگر تشکر از لطفتونه
بی تو طوفان زده دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چهسان میگذری غافل از اندوه درونم؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطرهای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی … نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم، دگر از پا نشستم گوئیا زلزله آمد، گوئیا خانه فروریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم بی تو، کس نشنود از این دل بشکسته صدائی بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من که ز کویات نگریزم گر بمیرم ز غم دل به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی؟! نتوانم، نتوانم
پاسخ نازنین بانو:
سلام عزیزم امید وارم بهت خوش گذشته باشه واقعن شعر زیبای بود هادی جان کلی خوشالم کردی























بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب
پاسخ هادی:
سلام خوشحال میشوم از شادی وخوشحالی شما
فرار می کنم اما کجا ؟ نمی دانم
نمی رسم به نگاهت ، چرا ؟ نمی دانم
سکوت کردم و آخر علاقه ام لو رفت
چگونه عشق تو شد برملا ، نمی دانم
برای چشم تو کاری نداشت کشتن من
گذشت از سر جرمم و یا … نمی دانم
غم نبودنت آنقدر سخت و مهلک نیست
که فکر بودنت این لحظه با … نمی دانم
بیا که باور دوری برای من سخت است
صدای گریه ی من رفته تا … نمی دانم
خدا به جای توجه به ناله های دلم
چه کار می کند این روزها نمی دانم
چقدر فاصله افتاده بین این دو نگاه
مرا که کشت جدایی تو را نمی دانم
پاسخ نازنین بانو:
برای دوست داشتن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد قلبی برای تو و قلبی یرای ان کسیکه تو دوستاش داری
پاسخ هادی:
خسته ام فردا نگاهت را برایم پست کن
یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن
گوشم از آواز غمگین سکوت شب پر است
لطف کن لحن صدایت را برایم پست کن
پاسخ نازنین بانو:
ببخشید داداشی اینجا نمیشه کامنته صوتی داد

پاسخ هادی:
ممنون از مزاح وشوخی زیبا تون کلی شاد شدم

پاسخ باران:
باسلام امیدوارم سفر خوبی داشته باشید و همیشه شاد باشید

پاسخ هادی:
ممنون باران خانوم
هنگامی که آوازه کوچت
بی محابا در دل شب می پیچد
سکوت
داغی است بر زبان سایه ها
باز هم یادت
شرری می شود بر قامت باران های اشک
این جا میان غم آباد تنهایی
به امید احیای خاطره ای متروک
روزها گریبان گیر آفتابم
و شب ها
دست به دامن مهتاب
نمی گویم فراموشم نکن هرگز
ولی گاهی به یاد آور
این برادرت را که میدانم نخواهی رفت از یادش….
دلم به حال تنهایی خود سوخت…..
در کنار پنجره ام رویای دوست داشتنت را……
به دست اشکهایم می سپارم …..
تا همچون تو در خاطراتم مدفون شوند……
میخواهم تنهایی ام را به آغوش گرمی بفروشم…..
نه به آن مفتی که تو خریدی ……
به بهای سالهای باقی مانده از آینده ام!!!
——————————————————————————–
پاسخ هادی:
گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلکها را بتکان ، کفش به پا کن و بیا
و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب ، اندام تورا ،
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند.
پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
پاسخ نازنین بانو:
خواهم امشب را که با غم سر کنم
دفتری با اشک چشمم تر کنم
نام آن دفتر نهم دیوان عشق
اشک را عنوان آن دفتر کنم

پاسخ نازنین بانو:
گاهی بیا و لحظهای بمان دستی به روی شانهی من بگذار تا از فراز ماندنت این سطرهای در هم و برهم این تلخ نوشته هایم و این شعرهای مبهم و خط خوردهی مرا در دفترم بخوانی تا سطرهای تار روشن شوند تا من قلم به دست تو بسپارم تا تو به دست من بنویسی آمدنت را
مولای یا مولای !
انت دلیل و انا المتحیر
و هل یرحم المتحیر الا الدلیل ؟!
سرور و آقایم !
تونشانه ای ومن سرگردان
و آیا جز نشانه ، سرگردان را یاری دهنده ای هست ؟
سکوت نکردم که فراموشت کنم
نمی خواهم از یادم بروی….
اشک نمی ریزم
تا…….
لحظه های نبودنت را ابری کنم
تنها…تنها…
لحظه های با تو بودن را مرور می کنم
و…به تو می اندیشم در ابدیت لحظه ها
نمی دانی چه غمگینم
در این تاریکی شبها
چه بی تابانه دلگیرم
نمی دانی که گاهی عاشقانه
در تب رویای تو آرام می گیرم.
پاسخ نازنین بانو:
دیشب باز دلم تنگ تو شد
دیشب باز گریه کردم
دیشب باز شیرین تر از شیرین در عشق بودم، و دیوانه تر از فرهاد در فراق
دیشب باز مجنون لبخند تو شدم و لیلای نگاهت
دیشب همه افسانه های عاشقی در من تبلور یافت
دیشب باز نقاشی کشیدم
نقاشی بودنت را
زیبا بود
نقاشی رفتنت را
تلخ بود
دیشب باز دلم را قربانی کردم
قربانی رؤیای تو
چقدر شیرین است رؤیای تو
پاسخ هادی:
ای شبانگاه نوازشگر تو
تا سحر چشم تو در خواب ولی
به تما شای تو من بیدارم
به سفر باید رفت
من ولی منتظر حادثه ی دیدارم
همسفر پشت سر من اشک مریز
من برای شب تنهائی تو
گل شب بو
گل سرخ
قاصدک می چینم
تا بیائی به کنارم هر روز
من برایت گلی از باغ خدا خواهم چید
چیست دلتنگی تو؟
روز دیدار که از راه رسد!
بین صدها گل شب بو .گل سرخ!
من تو را خواهم یافت
من تو را خواهم دید
پاسخ نازنین بانو:
چشمانت را ببند
می خواهم نقش بزنم روی بوم تنهایی ، نام تو را
می خواهم آنچه را که باید
و مدتهاست درون سینه نگاه داشته ام
بر آسمان نقاشی کنم
… چشمانت را ببند
خیالت را به باد بسپار
دستانت را به آب
و لبهایت را به من
تا زیباترین ترانه ی عشق را برایت جاری سازم
من همان قناری ِ تنهایم که برای دلت شعر باران می خواند
بوسه هایم را بر لبانت میکارم
تا ریشه اش بر دلت بنشیند
**************
پاسخ هادی:
یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهی
به خلوت با خیال من تکلم می کنی گاهی
هر آن لحظه که پیدا می شوی از دور مثل من
به ناگه دست و پای خویش را گم می کنی گاهی
چنان دریا ، نا آرام و طوفانی تو روحم را
اسیر موجهای پر تلاطم می کنی گاهی
دلم پر می شود از اشتیاق و خواهشی شیرین
در آن لحظه که نامم را ترنم می کنی گاهی
همه شعر و غزلهای پر احساس مرا با شوق
تو می خواهی و زیر لب تبسم می کنی گاهی
تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق
یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهی
پاسخ نازنین بانو:
واقعا ممنونم ازت که انجا تنهام نزاشتی

پاسخ هادی:
آرزوهایم را به باد نمی گویم که به گوش نمی سپارد
به ابر نمی گویم که گریه می کند
به خورشید نمی گویم که دل می سوزاند
به ماه نمی گویم که گاهی به یاد می آورد و گاهی فراموش می کند
تنها به تو می گویم که گوش می کنی به دلتنگی هایم
پاسخ نازنین بانو:
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیایه ی بد مثل خوردن یه فنجون قهوه ی گرم زیر برفه، درست که هوا رو گرم نمی کنه ولی آدمو دل گرم می کنه.
پاسخ باران:
سلام نازنین جون
واسه تو و من …فقط … 
واقعا که همین طوره … هوای اینجا که واقعا سرده….
داشتتن دوستی مث تو گرما بخش دلمه….
پاسخ نازنین بانو:
مارکی باران جونم خوبکه هستی کلی از تنهایی درومدم

دسته خیلی خوبی هستی گلممممم باباته چایی ام ممنون با تو چایی خوردن میچسبه
پاسخ نازنین بانو:
اخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار،تا که تنهاییت از دیدن ان جا بخورد و بداند که دل من با تو است،در همین یک قدمی
——————————————————————————–

به سلامتی پسری که
پولهای مچاله شدشو اروم گذاشت جلوی فروشنده

و گفت:
برای روز پدر یک کمربند می خوام..
فروشنده:
… … … چه جنسی باشه؟
پسر کوچولو:
فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه…
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم کاری و همیشگی رو به قلبت
هدیه داد، زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی هنوز هم عاشقشی!
چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده!
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی!
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه، دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که
هنوزم دوستش داری!
چقدر سخته بی محلی ها و گاه لبخندهای که بیشتر بوی تنفر و تحقیر می دن تا عشق کسی رو که خیلی
دوستش داری رو ببینی و خودت بزنی به ندیدن!
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی: گل من،
باغچه نو مبارک!
چقدر سخته هر شب و روز به فکر کسی باشی که دیگه پیشش به اندازه یک کاه ارزش نداری!
چقدر سخته یکی رو دوست داشته باشی اما اون ….
به خداوندی خدا سخته …. خیلی هم سخته

پاسخ هادی:
من از یک شکست عاشقانه می آیم. بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند.
سرزنش هایشان را خواهم پذیرفت به بهانه تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند .
شکست نه برای پنهان کردن است و نه بهانه پنهان شدن.
آری من شکست خویش را از بلندای بلندترین قله ها و با صدایی هر چه محزون تر به محزونی آواز نی لبک چوپان
پهن دشت بی انتهای تنهایی فریادخواهم زد.
میگویند از طلوع صبح بنویس و نیز از آفتاب. ومن چگونه از خورشید بنویسم زمانی که باران غم هجران تو پی در پی
بر پنجره چشمانم میزند .
پس از آن روز جدایی و فراق به دل بیقرار و بیچاره ی خود گفتم که باید نفش شکستی تلخ و تیره را در خاطرات سپید
خود با رنجی تیره تر آذین کند.
سلااااااااااام من اومدددم
دلم واسه همتون ی ذره شده بود.وااااااای خیییلی خوشحالم دوباره پیشتونم
کوشین بچه هابازدارین قایم موشک بازی میکنیییین
آهاااپیداتون کردم شیطونا توحیاط چیکارمیکنین هواسرده بیاین داخل منم خسته راهم ی چایی چیزی بدین بما

پاسخ نازنین بانو:
سلام عزیزم بهمن نیست چای آماده نداریم بیا بشین تا چای امدشه مالم حس کجای دیگه سر نمیزنی نمیگی دلم براتون تنگ میشه بهمن نیاد این چند روزه کلی تنها بودم

رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) بر شما دوستان عزیز تسلیت باد
بی بهره از فروغ ولایت تو یا حسن
مشمول این حدیث پیمبر نمی شود
فرمود دیدهای که کند گریه بر حسن
آن دیده کور وارد محشر نمی شود
پاسخ نازنین بانو:
منم بهت تسلیت میگم هادی جان تو این روزه منهم دعا کن لوتفنننننننننننن

پاسخ هادی:
با سلام
انشاء الله از خدا هرچی می خواهی بهتون بده همیشه شاد وموفق باشید.
__________$$$$$$$$______$$$$$$$$$
منتظرحضورتون در بلاگم هستم اگه مایل باشین تبادل لینک کنیم؟

__________$$$$$$$$$$$$__$$$$$$$__$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$? ?$$$$$$$$__$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$
____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$
_________________$$$$$$$$$$$$$
____________________$$? ?$$
______________________$$$
_______________________$
سلام دوست خوبم بلاگ زیبایی دارید
دخترکی کنجکاومی پرسد
ایها الناس عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا
آخرش بازی است و بازیچه
مادرش گفت: عشق یعنی رنج
پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش
بی ادب! این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت:
عین و شین است و قاف، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن
شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس
مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است
بار سنگین عشق بر شانه
شیخ گفتا:گناه بی بخشش
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظما ست
قاضی شهر عشق را فرمود
حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است
یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید
یعنی از دور کن بر آتش دست
چون که بالا گرفت بحث و جدل
توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت:
من فقط یک سوال پرسیدم!
تقدیم به همه تون >:d:d<

متاسفانه من یه هفته میرم مسافرت واونجابه اینترنت دسترسی ندارم دلم واسه همه تون تنگ میشه
پاسخ هادی:
عشق دانی چیست سلطانی که هر جا خیمه زد
بی گمان آن مملکت بر وی مقرر می شود
دیگران را تلخ می آید شراب جور عشق
ما ز دست دوست می گیریم و شکر می شود
عشق یعنی پاکی و صدق و صفا خود شناسی حق شناسی از وفا
عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود 
عشق یعنی نفس را گردن زدن پاک و طاهر گشتن روح و بدن
عشق یعنی صیقل زنگار دل دیدن اسرار غیب در جام دل
عشق یعنی یک سلام و یک جواب
عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز
پاسخ باران:
سلام ممنون به خاطر این کامنت های قشنگ تون
عشق یک کلید مخصوص و منخصر به فرد…..
من معتقدم هر قلبی فقط با یک کلید عشق (عشق نه هوس) باز میشه.
عشقی که بی صدا میاد تو قلبت و رشد میکنه ……….
پاسخ هادی:
سلام
منظور من هم عشق واقعی بود نه دوستی های خارج از چهارچوب(دختر، پسری) چون به نظر من آنها عشق نیست وبه احتمال خیلی زیاد به رویداد خوبی ختم نمیشه البته با رویکرد تشکیل خانواده
ببخشید قصد نصیحت کردن نداشتم دیدگاه برادرانه ای بود که بیان کردم البته منظورم شما نبودید کلی در مورد نظرتون گفتم
موفق باشید عصبانی هم نباشید آخه در باسخ قبلیتون خیلی خشن بودید من که ترسیدم واقعا (جدی نگیرید)
پاسخ باران:
سلام آقا هادی

من با شما موافق بودم و هم اینکه نطر خودمو منحصرا گفتم و فکر نمی کنم خشونتی داشت …. بهر حال اگه این طوری حس کردین عذر خواهم…
باران لطیف تر از آن است که قلب کسی را برنجاند ….
پاسخ هادی:
سلام خوشحال هستم از شباهت تفکراتمون در مورد این موضوع
درمورد عصبانیت ، شما درست می گویید لطافت مشخصه ذاتی باران (باران)است
بنده حتما اشتباه کردم
شب که ازکوچه باران زده ات بازگشتم
چشم بر پنجره بستم ، که پیام غــزلم بازستانم
به کلامی ،به سلامی ، که از آن عشـــق تراود به
نـگـاهم و گل افشان شود از پنجره راهم ،
شب د یگر که غزلخوان ز، ره باغ گذ شتم
زیر آویز همان بیـــــــد که مجنـــــون شده در باغ نشستم
همه آواز دل خویش ،به تنگای لب و حنجره بستم
به امیدی که شود قاب همان پنجره ،گلـریــز غزلواره عشقم
شب دوشین ،شب تکرار
که با سایه از آن کوچه گذشــــــــتم
نام زیبای تو را ،باز به دیوار همان کوچه نوشـــــــتم
پاسخ باران:
خواهش میکنم ….

به خاطر شعر قشنگتون هم ممنونم ….
این غزل آخرین سرود من است، آخرین شعرشاعری که نبود
بعد من هرچه خواستی بنویس ،این که او چیزی ازخودش نسرود
بنویــــــس او پرنده بود و پرید، بنویـــــــس او غبار بود و نشست
مثل یک آه ناگـــــــــهان گم شد در فضای شبــــــــــی غبار آلود
…قصد تسخیر آسمان را داشت،به یکی لکه ابر دل خوش کرد
خواست تا قاف شاعری برود ، یک دو گامی به خسته گی پیمود
چــــــــیزی از او به جا نمانده ولی با نیازی که در نگاه اش داشت
می توانم بگویـــــــــــــــم این را که با تمام وجـــــــود عاشق بود
بنویـــس او شبیه باران …نه ،بنویــــــس او بـــــــخار بر شیشه…
راهی ی درز قاب پنجـــــــــره شد ، گوشه ای دورازآسمان آسود
بنویــــــس او درخت سبزی …نه، بنویـــــــــــس او نهال در بادی
می شد او هم درخت سبزاما …ماند و خشکید و زرد شد- فرسود
تا شب و روز بهتری شاید در جهانــــــــــی قشنگ تر ،…حالا
این غزل آخرین سرود من است ، با همین آخریـــن غزل بدرود!
پاسخ نازنین بانو:
وقتی…..
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است.
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است،
مثل تنها مردن !
«دکتر علی شریعتی»
پاسخ باران:
سلام شقایقم خوبی ؟

من هنوزم منتظرم بیای عزیزم
زودتر بیا…
چتری روی سرم نیست…
من زیر باران ایستاده ام و انتظار تو را می کشم…
می خواهم قدم هایت را با تعداد قطره های باران شماره کنم…
تو قبل از پایان باران می رسی یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟
هر وقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا…
من تا آخرین فصل باران منتظرت میمانم…
ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم
بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو
بیا،بیا گره از کار عاشقان بگشای
که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو
پاسخ نازنین بانو:
وی خیلی محشر بود هادی

پاسخ هادی:
سلام نازنین بانو
انشاء الله هرچی از خدا می خواهید بهتون بده و همیشه شاد باشید
من چند روزی میشه که بااین محیط زیبا وعاشقانه آشنا شدام(۱۰روز) و با خواندن نظرات وپاسخ ها متوجه شده ام شما یکی از فعالین این محیط هستید.امید وار هستم به این فعالیت ادامه بدهید، چون صحبت های شما به زیبایی این محیط کمک زیادی میکنه ،همیشه موفق باشید.
باز باران بارید، خیس شد خاطره ها،
مرحبا بردل ابری هوا،هرکجا هستی باش
آسمانت آبی وتمام دلت از غصه ی دنیا خالی
پاسخ نازنین بانو:
وای ممنون هادی جان برای این دعای قشنگت این شماد که به این سایت گرما میدین الانم میبینم چند روزی نیستید دلمون براتون و اون متنای قشنگتون تنگ شده
امید وارم زودی بیایی من منتظرتم
۸-> 8-> 8-> 8-> 8-> 8-> 8->
پاسخ هادی:
سلام و ممنون از لطفتون
آرزویم این است ؛
نتراود اشک در چشم تو هرگز ؛
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ؛
وبه اندازه ی هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد . . .
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه ؛
که دلت می خواهد
پاسخ نازنین بانو:
چه دعایی کنمت بهتر از این :

خنده ات از ته دل
گریه ات از سر شوق
و دلت کلبه ای از مهر و صفا
قلب تو جلوه ای عشق و ارادت به خدا
پاسخ هادی:
یک نفر همره باد …
آن یکی همسفر شعر و شمیم…
یک نفر خسته از این دغدغه ها ،
آن یکی منتظر بوی نسیم…
همه هستیم در این شهر شلوغ،
این کفایت که همه یاد همیم…!!!

پاسخ نازنین بانو:
پاسخ باران:
انتظار زیر بارون حال و هوایی دارد….. آن هم بدون چتر…………
همیشه تا آخریت لحظه منتظر ماندم …. اما نیامد آنکه باید می آمد….
و من تنها بدون چتر تا انتهای کوچه قدم زدم
باران بند آمد …..اونیامد……خدایا دل تنگ تر از قبلم
بگو ببارد آسمانت …دلم تنگ است …………..
پاسخ نازنین بانو:
دلم باران می خواهد… فقط باران..با یک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم.. بعد تو هم بنشینی کنار پنجره و هردو باهم..قطره های باران را بشماریم.. یک دو سه … و بعد اصلا یادمان برود که همه اینها خیال است.. ……….
من و تو یک نفریم…….
بین نام من و تو، اندکی فاصله است
بین دست من و تو
فاصله بسیار است
بین احساس من و تو اما
ذره ای فاصله نیست
می توان در گذر از سختی ها
یاوری را حس کرد
مطمئن بود و یقین پیدا کرد
که اگر فاصله را برداریم
من و تو یک نفریم…….
تقدیم ب بهترینم
>:d:d:d<
خدایاااااا حاالاکه بهم رسیدیم هیچوقت جدامون نکن…. [O-< خدایااااکمکم ککککنننن [O-<
پاسخ هادی:
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد.
ولی ولی ولی ولی
همیشه کسی رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهی برای اینکه تو قلبش جا بگیری خودت رو کوچک کنی
پاسخ faeze khanoooom:
ممنووون

پاسخ باران:
این جمله آخرت رو بدجوری قبول دارم آقاهادی
چه بی ارزش بودند آنهایی که خودم را هم قد آنان کردم …
پاسخ هادی:
سلام
باران خانوم خیلی تندوخشن جمله دوم را گفتید از احساس خانوم ها لطافت ومهربانی را به یاد داریم بنده که هیچ تجربه ای تا الان نداشته ام برای همین نمی توانم در مورد عصبانیت تون حرفی بزنم ولی یه متن می نویسم انشاءالله که خوشتون بیاد
وقتی در ایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر می شوی… وقتی دیگر کسی برای شنیدن جمله هایت به اندازه لحظه ای فرصت نمی گذارد… کسی هست که می شود به او پناه برد. کسی که شب دلتنگی را با او می توان قسمت کرد.
نگاهت را از سنگفرشهای خیس و سرد کوچه های باران زده جدا کن.
تا چه وقت می خواهی یاسهایت را به ساقه گلهای گلدان های اتاقت پیوند بزنی؟
تا چه وقت می خواهی در کوره راههایی که برای خودت ساخته ای قدم برداری؟
می توان از تاریکی ها گذشت می توان خود را در کوچه های سبز دوباره یافت.
یک نفر هست یک نفر که تا خواب دوباره چشمهایت با توست.
شب دلتنگی هایت را با او قسمت کن……..تنها با او!!!
پاسخ باران:
سلام هادی آقا…
در جمله اول از کلمه “بدجوری” استفاده کردم که نشون بدم خیلی حرفت به دلم نشست … و درباره جمله دوم هم باید بگم به لطافت هیچ زنی شک نکن …
ما از نسل باران ایم….
و اینکه جمله دومم درباره اونایی بود که مدعی عشق بودند
دوستت دارم حرف رو لباشون ……. اما قلبشون با من نبود
…
در تنهایی هایم من هستم و یک خدای بزرگ … چه کم دارم
آسمانم بارانی ست …. چه کم دارم
من از کوره راه ها گذشتم … تاریکی ها را پیمودم
باغی از عشق را یافتم …. دیگر دلتنگ نیست آسمان دلم ….
…
درضمن من عصبانی نبودم و نیستم ولی اگه اینطوری حسم منتقل شده
باز هم عذرخواهم ….
آسمونی باشیم و بی کران
عاشق باشیم و خدایی
پاسخ هادی:
سلام
احسنت خدایی بودن راه حل تمام مشکلات سخت وآسان اما سخت و سخت ولی پر از امید برای پیروزی از این امتحان
پاسخ نازنین بانو:
خوش بحالت عزیزم دعا میکنم هیچ وقت از هم جدا نشین بوسسسسسسسسسسسسس
پاسخ faeze khanoooom:
واقعاممنونم عزیییییزدلم

پاسخ نازنین بانو:
اصلآ معلوم هست کجای فائزه دلم باره مهمونی گلم تنگ شده
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوبهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
بغضی درسینه دارم که به امید ظهور با بهانه گیری های کودکانه اش مدارا میکند خدایا چقدرسخت است خواستن ولی نرسیدن ،چقدرسخت است سکوتی که با خفه کردن بلندترین فریادها ایجاد میشود، ما همچنان منتظریم مهدی جان(عج)
با سلام وخسته نباشید سایت جالبی دارید.
سلام وبت قشنگه دوست داشتی به منم سربزن

اکنون که می نویسم از تمام شب های تنهایی ام تنها ترم
از تمام دلتنگی ها دلتنگ ترم
هم چون روز روشن بر من هویداست که در مسیر زندگی ات روانه خواهی شد
و شاید هیچ گاه من در خاطرت نمانم
و من بی شک هر جا که باشم نشانی از تو دارم
که با تو بودن را برایم زنده می کند
تو می روی ومن با لبخند بدرقه ات می کنم
من می مانم و کوله باری ازاحساس تنهایی می مانم
باز هم مثل همیشه
اما می دانم
در تنهایی هم
با من هستی

< 
امیدوارم خوشتون بیاد
هر کاری می خواهی بکن.
دنیا را آتش بزن
آسمان رو به مضحکه بگیر.
زمین را تحقیر کن .
باد و نفهم و گل را نبو.
خنده را فراموش کن و گریه را به خاک بسپار.
زیر دیروز دفن شو و در فردا غرق.
حتی اگر می خواهی کودکی را پشت سر بگذار
هر چه می خواهی بکن
اما
هیچگاه رویاهایت را فراموش نکن
پاسخ رامین:
گیتارمو چی؟اونو با خودم ببرو…
پاسخ نازنین بانو:
نه اونو نبر بزار یادگاری بمونه
پاسخ رامین:
شرمنده نمیتونم…
میترسم خرابش کنی.
پاسخ نازنین بانو:
نوچ دست بهش نزن ماله خودمه
پاسخ رامین:
نه این یادگاری از شماعی زاده جون گرفتم
توام اگه بچه خوبی باشی میگم یکی هم به تو بده…
پاسخ نازنین بانو:
ا چه جوری دلت میاد من کلی با اون خاطره دارم

پاسخ رامین:
شما اگه این اشکارو نداشتین چه جوری وسایل مورد نیازتونو فراهم میکردین.؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ نازنین بانو:
حالاکه داریم اگر نداشت ی چشمک میزدیم حل بود حالا اونو نابرا گفته باشم
پاسخ نازنین بانو:
رامیننننننننننننننن رامیننننننننننن کجای پسررررررر

پاسخ هادی:
رویا های به واقعیت نزدیک را بیشتر دوست دارم اما به هر حال خوب بود
من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو مینویسم:
در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت
را پیدا کن،وارد کوچه پس کوچههای تنهایی شو! کلبهی غریبیام را
پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگیام، در کلبه
را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا خواهی
دید با بغضی کویری که غرق انتظار است، پشت دیوار دردهایم نشستهام……….
پاسخ نازنین بانو:
خیلی قشنگ بود هادی jan
بچه ها اربعین حسینی روبهتون تسلیت میگم امیدوارم عذاداریاتون موردقبول حق تعالی باشه…

پاسخ نازنین بانو:
شوریده سری که شرح ایمان می کرد / هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد
با نای بریده نیز بر منبر نی / تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد . . .
شهادت امام حسین(ع) تسلیت باد
پاسخ نازنین بانو:
فائزه جاننننن کجای عزیزمممممم چرا نمییایییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با سلام
محیط عاشقانه ی جالبی بود موفق باشید.
تق تق….تق تق….کسی اینجانیست؟!آهااااایی…. من تازه واردما…..بابایکی ماروتحویل بگیره ماهم آدمیم….یوهوووو
بییییییخیال
….حالاکه اینطوریه خودم میام تو….!!!پپپپپپخخخخخ…وااااایییی چقد اینجاشلوغه…..خب خب خب من کجابشینننننم؟
آهاهمون گوشه خوبه….آخییییشششش.اوا چرااینجوری نگام میکنین؟!اوااااچتونه؟الان گریه میکنما
راستی سلاااااااااااام >:d< چرا میخندین؟خب خوبه باهم دوست میشیم کم کم…..!خب حالا کی اول با من دوست میشه که تنهانباشم؟! 
پاسخ نازنین بانو:
سلام فائزه جان خسته نباشی این همه راه تااین جا عمدی حالا چیزی میل دری بیارم برات شربتی چایی شیرنی به گو تاروف نکن عزیزم

پاسخ faeze khanoooom:
سلاااام
ببخشیددیرسرزدم واسه کیسم مشکل پیش اومده بود
ممنون نازنین جون زحمت نکش بشین باهات حرف بزنم
خوبی؟مگه توبه فکرمن باشی عزیییییییزم 
پاسخ نازنین بانو:
خوبم ممنون عزیزم تو خوبی خوشی سلامتی من باره همه چیز گوشه شنوا دارم بگو گوش میدم عزیزاممممممممم

پاسخ faeze khanoooom:
من حرفی واسه گفتن ندارم شماداری بگو من درکم بالاست توی هر مسئله ای
البته تعریف نبااااااشه

پاسخ نازنین بانو:
من حرفامو تو کوله سایت زدم عزیزاممممممم ون درکت منو کشته

پاسخ faeze khanoooom:
خواهش میکنم چیکارکنیم دیگه
پاسخ رامین:
نازنین خانوم چرا زحمت میکشین…دو دقیقه اومدیم خودتونوببنیم شما که همش تو آشپزخونه این
پاسخ نازنین بانو:
خیلی دلت سخت پاشو برو زرفارو بشر خسه شدم بابا مهمونم مهمونای قدیم ی کمک میکردن
پاسخ رامین:
قربون دست ما که داریم یه کاری انجام میدیم اون رختو لباسای کثیف رو هم بیار تا بعد پاک کردن شیشه ها بشویم…آخه زشته مهمون بیاد همین جوری بشینه و بره
پاسخ faeze khanoooom:
ایوووول آقارامیییین
کمک نمیخوایییین
همه جوره درخدمتیم 
پاسخ رامین:
نمیخواد ها…پس حالا که اسرار میکنین بی زحمت این چهار پایه رو بگیر میترسم لیز بخوره
پاسخ نازنین بانو:
اخ دستت طلا بین میگن مهمونننن
پاسخ رامین:
نا قابله…
میشه ازت خواهش کنم کمی دقت به خرج بدی با سواد تر بنویسی.
پاسخ نازنین بانو:
ای بابا تقصیره من نیس باید این کیبوردرو بفرستم کلاس فارسی فارسی یاد بگیره نکه اینجا بدنیا امده

پاسخ رامین:
مگه کجا به دنیا اومده
جایی غیر بیمارستانه…
پاسخ نازنین بانو:
نوچ من نکه کیبوردمو میگم

پاسخ رامین:
میخواهی یه پیشنهاد توپ بدم…
چشماتو ببند تا جایی که توان داری پرتش کن. خودش درست میشه
بعضی وقتها با زبون خوش کارا جولو نمیره.
پاسخ faeze khanoooom:
بیابشین نازنین جون خسته شدی عزییییزم
خواهرابرادرای گرامی بلندشیییین
د بلند شیییین دییییگه
هرروز یه مهمون جدیدمیادبایداینجا قشنگ بااشه تاهرکی از راه اومد پشیمون نشه
خب خب وقت تقسیم کاراست…همه وایسین….اول ازهمه آقارامین که خیلی علاقه به کارکردن داره
خب خب آقارامین بذاببینم
خب شمابروخونه رومرتب کن!جارو کن!گردگیری کن!!ظرفاروبشوور!برگای تو حیاطم جاروکن وحیاطو یه آب بزن
ببینید چه عادلانه
خب آقارامین سریع بدو کاراتو بکنوبیا تاکارات تموم نشده نشینیاااا
بقیه هم هرکاری میخوان بکنن…..!!!منکلا همیشه همه چیزوعادلانه تقسیم میکنم
8-> 8->
پاسخ نازنین بانو:
آخه دلم برات سخت رامین منم میام کمکت عزیزم تو برو زرفارو بشر حیاتو جارو کن ابم بگیر حیاتو ابه استاخروام حدت نره عوض کنی ی گرد گیری ام کن بقیشو من میکنم
پاسخ رامین:
به خدا اگه بذارم…
این چه حرفیه. خودم همه کارارو میکنم. قربون دستت چایی گذاشتم شما فقط یه زحمت بکش بریز بیا با هم بخوریم.
پاسخ نازنین بانو:
بیا اینم چای
بدش خودت بشورشون آفرین پسره گل
پاسخ faeze khanoooom:
خب میبینم ک کاملا تمیییییزه اینجا.
گل کاشتی آقارامییین
خسته نباشی
پاسخ نازنین بانو:
رامینننننننننننننننننننن کجایییییییییییییی پسرررررررررررر

بابا نمیخاد ظرف بشوری بیا ببینیمت فقط دلمون برات تنگ شده
پاسخ صدف جون:
سلام فائزه خانوم خیلی باحالی کاشی میتونستم از نزدیک ببینمت و بغلت کنم و بهت تبریک بگم و بگم به جمع ما خوش اومدی!
پاسخ faeze khanoooom:
وااااای مرسی صدف جووون
همینجوریم قبول دارم عزیزدلم 
پاسخ رها:
اخی ی ی ی ی بیا خودم باهات دوست میشم گریه نکن

پاسخ faeze khanoooom:
مرسیییییییی رهاجووون

خیلیییییییییییییییییی پایه است

انگار کسی که عاشق میشه یه عمر حسرت داره خوش به حال کسی که عاشق نشده
پاسخ نازنین بانو:
کسی نیس که عاشق نشده یا نشه همه بلاخره این سختیو داران اما ماله بزیا طولانی و بزیا کوتاهه ماله بزیا حقیقی و ماله بزیا هوسه زود گذره اما یه عشقهکه آبادی ونام عاشقه خدا بودن
من که عاشقشم

]قشنگه ممنون
چون سر آمد دولت شب های وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم
اینجا که همه در حال زحمت کشیدنن!!
خشته نباشین بابا ایول
دور باش اما نزدیک
من از نزیک بودن های دور می ترسم!!!
خوشحال میشم اگر به بلاگ من هم سر بزنید
زیباس بازم ممنون آقای ناصری وبلاگه زیبایی دارین
لطفآ گل رو بزارین تو گلدون پلاسیده نشن
پاسخ شاهین:
خب دفعه بعدی گلدون بیار عزیز.
پاسخ نازنین بانو:
من برام، گل رو بچینم گلدونشم

من بدمم خسته نشی
گاهی تمام سهم انسان از زندگی
دو حرف بیشتر نیست…
آن هم از جنس حسرت!!!!
( آه )
(مهدی دولتی)
پاسخ نازنین بانو:
نبینم اه بکشی اقا عرشیا

پاسخ عرشیا:
درود بر نازنین بانو
ممنون شما لطف داری
روزگار است و قسمت هایش ولی ما ایستاده ایم چو مرد:))
پاسخ نازنین بانو:
آفرین پسره خوب منم برات دوا میکنم همیشه مثله یه مرد سرت بالا باشه
>
پاسخ نازنین بانو:
منظورم دعا بود با کیبورد اینگیلیسی ساخته شرمنده

پاسخ عرشیا:
خواهش میکنم.ممنون کارتون درسته شما”))
پاسخ رامین:
تو شهرما کسی لهجه نداره فقط بعضی ها به زدو خورد میگن دوا،بعضی ها به دارو میگن دوا،جدیدا هم بعضی ها به دعا میگن دوا

پاسخ نازنین بانو:
عجب شهری این شهره شما
خیلیییییییییی عالی و زیبا بود

ولی ای کا ششششششش…………………………………………..
عالی بود ولی …
دوستش داشتم.

ترانک زیبایی بود
مثل همیشه عا لی بودواقعا ممنون

از همه دوستان کمال تشکر و دارم در مورد وزن و آهنگ ترانه باید بگم اگه اهل ترانه گویی باشید متوجه میشید که این ابیات باهم هارمونی لازمودارن ولی چند سیلاب کم و یا اضافه میاد تو آهنگ که اینم تو ملودی آهنگساز درستش میکنه من خودم روش آهنگ گذاشتم با گیتارم کار بدی در نیومد ولی هر کی یه نظری داره باید هم به تعریف و هم به انتقاد احترام گذاشت

از آقا شاهینم باز تو اینجا تشکر میکنم اینجا برام نقطه عطفیه مثل جاهای دیگه که ترانه هامو میذارم
پاسخ شاهین:
خواهش می کنم..
پاسخ گلسا:
سلام عزیزم من نظر واقعیمو گفتم میدونی من نامزدم شعر میگه گاهی که نوشته هاشو واسم میخونه من چیزی ازشون نمی فهمموحتی گاهی واسم بی معناست اما وقتی خودش واسم مفهومشونو میگه تازه میفهمم من کجامو نوشته های اون کجا دارن میچرخن.
میدونی سمیرا به نظر من اگه هر شعریو از نگاه خود مخلوقش نگاه کنی میبینی که چقدر قشنگ و با معناومفهوم هستن. فقط کافیه خودتو بزاری جای دیگری…
واقعا عالی بود.
واقعا عالی بود
زیبا بود
شاهینی همه متن هایی که میزاری قشنگن عژیژم
سلام عزیزم شعره با احساسی بود دعا کنید روزی عشقم بیاد
شعر زیبایی بود بیت آخرش بوی امید میده واقعاًخسته نباشی آقا شاهین
سلام زیبا بود.،این ریزش برف ها خیلی زیبا کرده سایت رو …موا
فق باشید
آفرین خیلی قشنگ بود خیلی دوسش داشتم
سلام اقاشاهین سادات ناصری خیلی از دستتون ناراحتم خب میگفتی مناسب نیستم کمتربهم برمیخوردمن قهرم دیگه ام نمیام این جاولی طرح برف قشنگ بود موفق باشی یای

پاسخ شاهین:
متوجه منظورت نشدم دوست عزیز!
حرف زدنم زیاد جالب نیست فقط می تونم بگم یه دنیا ممنون
نظری ندارم

اما دست شاهین و سمیرا جان درد نکنه زحمت کشیدن دیگه
پاسخ سمیرا:
خواهش میکنم عزیزم خوب اینم نظریه واسه خودش (نظری ندارم )!!!!!!!!
از آقا شاهینم خیلی ممنون که ترانه منو اینجا گذاشته تا خیلی از دوستان نظر بدن که تک تکش برام مهمه
عزیز در کل شعر با احساس و زیباییه
کلمه های زیبایی هم توش به کار رفته اما احساس میکنم بیت دوم خیلی با کل شعر رابطه بر قرار نمی کنه و یک سری از کلمه ها هر چند زیبا هستند بهتر بود یه جور دیگه استفاده میشدن منظورم تو یه ساختار بهتره فکر میکنم اینجوری خواننده بهتر بتونه یه نمای کلی از شعر تو ذهنش داشته باشه
شاد باشی
پاسخ سمیرا:
ممنون عاطفه جان حتما لحاظ میکنم
من با گلسا موافقم .یعنی چی وزن نداره قافیه نداره برید بابا هی ایراد میگیرید.



شاهین عزیزم عالی بود(در میاد از پشت ابرا مهتاب)
شاهین کامنتامو خوندی ؟ برام دعا کن تمومش کنم